جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي / كه هنوز من نبودم و تو در دلم
نشستي... رقابت قرابت به دوست از ساعتی قبل آغاز شده بود و ما کمي دیر رسیده بودیم.
اين كمي دير رسيدن، انگار در خون ماست و يا با سرنوشت ما گره خورده است.
درست مثل روزي كه كمي دير به دنيا رسيديم و از قافلة شهدا وامانديم. زاویة دیدم را به صندلی آقا تنظیم کردم، در نقطهاي كه چشمانم به چشمانش زل
بزند، جاگير شدم. عقربههاي ساعت كه به دوازده نزدیک ميشود، ضربان
قلبمان هم تندتر ميزند. چرا در اشتیاق دیدار چهره معشوق، دل پرپر نزند؟
گويي فاصلة سالها انتظار در اين پنج دقيقه كش آمده است و قلب ميخواهد
براي زودتر رسيدن، از قفس تنگ سينه خارج شود. عقربهها كه درست در نشان 12 روي هم ميايستند، ستوني از نور از در وارد
ميشود و همزمان بغض نيز دروازة گلو را باز ميكند چشمها نيز شروع به
باريدن ميكنند.
پیوندها
ابوالفضل درخشنده
سر افرازان
شهیدان محمد زاده
تفحص شهدای گیلانی
بصیر*حاج حسین
مدافعان بدون مرز
لشکر25 کربلا
دیاررنج/باشگاه اندیشه
اعترافات یک زنگ زده
حضرت آقا ( روحی فداه)
آخرین دوران رنج
نشانه / محمد احمدیان
قمقمه / رضا مصطفوی
لینکستان معرفی وب
امتداد " خطي بي پايان ...
حمید داود آبادی / خاطرات جبهه
رضا مصطفوی سردبیر امتداد
حسن ابراهیم زاده - امتداد
دفتر مقام معظم رهبری
باشگاه اندیشه
پايگاه خبري نويد شاهد
علوم معارف جنگ ، پايداري
قربانيان سلاح شيميائي
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است. البته با ذکر منبع .
غلامعلی نسائی 09112703418













