رونمائی از کتاب فانوس کمین در محل نمایشگاه کتاب تهران
رونمائی از کتاب فانوس کمین، در جلسه کار گروه فرهنگی اجتماعی استانداری گلستان در محل نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، روز دوشنبه هجده ام اردیبهشت. فانوس کمین، خاطرات جذاب و خواندنی آزاده و جانباز رسول کریم آبادی، از گردان نخبه ها، گردان یارسول از لشکر 25 کربلا می باشد.
فرمانده شهيدي كه 50 بار مجروح شد
علاقه شديدي به همسر و سه فرزندش داشت، هميشه دست هاي من را مي بوسيد، من سرش را مي بوسيدم و مي بوئيدم. وقتي كه رفت جبهه، دلم را با خودش برده بود....
این چه موانعی است که نمی گذارد بسوی او بروم + عکس
 انسان برای رسیدن به یک هدف، همیشه از یک وسیله استفاده می کند، شهادت عالی ترین سکوی پرتاب به مقام والای معنوی، بسوی الله می باشد.
شام غریبان عملیات کربلای چهار
روز موعود فرا رسید، سوم دی سال شصت پنج، عصر روز عملیات «کربلای چهار» گردان یا رسول(ص) را به خط کرد، رفتیم توی کانال، نماز مغرب و عشاء را توی همان کانل در حوالی شلمچه خواندیم.
گلوله ای که سهم پیشانی علی اصغر شد
اصغرنبی پور گفت: سعید، امروز روز عاشوراست. امروز روزی است که امام حسین(ع) در صحرای کربلا تشنه شهید شد. تو چطور می خوای آب میوه سرد بخوری!؟
لبخند تلخ/ ماهی کوچلو در اردوگاه تکریت
سفرهای عیدشان، توی تنگ ماهی هاشان، همان نامردهای که از ترس مرگ کنج چادر زنانه پنهان شده بودند...
لبخند خاکی/ عجب سعادتي بود
تو گودال گیر افتاده بودیم و دشمن پی‌درپی آتش می‌ریخت. دل رو زدیم به آتش و از دهانة گودال بیرون آمدیم.
قوم صالح در جبهه های جنگ
طرف بسم الله بسم الله کنان، دور و برش را پف می کرد، سهم دوغش را می گرفت و دوغ را بو می کشید و زبان میزد و می خندید و می رفت...
شهرداری که با کله شیرجه رفت توی دیگ دوغ
شهردار بخت برگشته پشت خاکریز، با پای برهنه، با چفیه ائی بر شانه، شلوار گشاد کردی، عرق چکان، با یک پارچ و لیوان، کنار دیگ دوغ، با ژستی بخور و نمیر، پارچ و کله اش را تا نصفه و نیمه فرو می کرد توی دیگ دوغ
test
امتداد هفتاد، پر فروش ترین رسانه مکتوب در حوزه فرهنگ مقاومت و ارزشهای انقلاب اسلامی در هشتاد صفحه رنگي با 32صفحه ضميمه امتداد افق به سه زبان فارسي و عربي و انگليسي همراه است.
امتداد، به سردبیری رضا مصطفوی و تلاش همراهان وی می باشد که توانسته جایگاه ویژه ائی در میان انبوهی از بمباران رسانه ائی دست پیدا کند. همچنین در اين شماره امتداد با موضوعاتي از قبيل مقاومت در بيابان بي جان پناه، 23روز نماز خواندن با پوتين، كسي از پاهاي برهنه عدنان عكس نگرفت، كابل برق باد سر سه راهي آب، توليد مدير حفيظ و عليم مي خواهد، سينماي انقلابي با حركات اروتيك و... به چشم مي خورد.
test
ایستگاه رنگین کمان/
معرفی ۵۰ کتاب‌ پرفروش نمایشگاه امسال به تفکیک غرفه‌ها؛ نقل از رجا نیوز/ این کتاب‌ها چشم کتابخوان‌های نمایشگاه را گرفتند: در میان پنجاه عنوان کتاب پر فروش نمایشگاه بین المللی کتاب امسال، سهم «عماد فردا» که بی سر و صدا اما پر کار و با نشاط، با کتاب های چون «زود پرستو شو بیا» و «فانوس کمین»، حاجی بخشی، از «معراج برگشتگان»، «نصرالله» جزو پر فروش های غرفه عماد فردا در طول نمایشگاه بوده است.
test
ایستگاه بهشت/
جنگ حس آدم‌ها را پرورش می‌دهد و اراده و وضعیت فیزیکی و جسمی انسان را  بهبود می‌بخشد. شرایط جنگی آدم ها را بیشتر از هر دوره در زندگی به هم نزدیک می کند و یک خویشاوند خواندگی جنگ تداعی می شود. ثمره جنگ، شناخت مرد از نامرد است و جنگ تمام می شود و همه چیز پایان می‌گیرد
test
نويسنده كتاب " فانوس کمین " با اشاره به ماجراي نگارش كتابش در گفتگو با خبرنگار نويد شاهد اظهار داشت: همه ماجرا از خط خطي هاي مهديه روي روزنامه هاي پدر شروع مي شود. روزي كه مثل هميشه مداد رنگي هايش را بدست گرفته بود و روزنامه پدر را دفتر نقاشي خود كرده بود.
test
فانوس کمین/
خاطرانی از گردان نخبه ها

حاج حسین یكتا، همایش تجلیل از مادران فاطمی در دانشگاه تهران گفت: دیشب كتاب «فانوس كمین» را باز كردم و خواندم، خیلی جالب بود؛ یكی از شهدا می گفت: یك عراقی بالای سرم بود و داشت، تیر خلاصی را به من می زد، یك لحظه «یا زهراء» گفتم، همان لحظه هواپیماهای ایرانی از بالای سرم گذشتند و من نجات پیدا كردم.
test
ایستگاه آسمان/
تقدیر درستی بود که رخ داد
نويد شاهد: اين خاطرات غریبانه ائی را که می خوانید، از خط شکن عملیات بیت المقدس، كاري است از يك رزمنده و يك جانباز بنام: «غلامعلی نسائی، نویسنده کتاب فانوس کمین و زود پرستو شو بیا» به قلم خودش، كه چندين نوبت تا مرز شهادت رفته است و ذره ذره شهيد شده است. سرگذشتي از حماسه جاودان اوست كه در شانزده سالگي از خود بر جاي گذاشته است.
test
ایستگاه بهشت/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر

گفتم: حاجي يک چيزي بخور. سه روزه تو هيچ چيزي نخوردي؟ حاجي با بي حالي نگاهي کرد و گفت: تو خوردي؟ اصلا چيزي هست که بخوريم؟ بچه‌ها چي خوردند؟ اين سه روز من خودم چند تائي کلوچه خورده بودم، اما حاجي لب به غذا نمي‌زد، مرتب هم با بيسيم حرف مي‌زد.
test
ایستگاه آسمان/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر

غروب فردا، داشتم نماز مي‌خواندم که همين تلفن زنگ خورد و زنگ خورد تا داشت منفجر مي‌شد. پرستار دويد و گوشي را برداشت. نگه داشت تا نمازم تمام شد. يکي از بچه‌ها بود، از اهواز پشت خط... گفت: علي! ديشب «کربلاي 10» بوديم كه حاج‌حسين شهيد شد. پيکر حاجي را داريم مي‌آوريم فريدونکنار. تو هم بيا و با حاجي وداع کن. گوشي را گذاشتم. فرو ريختم. مثل بچه‌اي که يتيم شود، مثل کسي که همه زندگي‌اش در آتش بسوزد...
test
ایستگاه آسمان/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر

دوم اردیبهشت سالروز شهادت سردار شهید حاج حسین بصیر است، حاج حسین بصیر را با نام گردان یارسول بهتر می شناسند تا قائم مقام «لشکر 25 کربلا»؛ کتاب: (فانوس کمین)، که به تازگی به قلم: غلامعلی نسائی، توسط انتشارات عماد فردا؛ در چهارده فصل منتشر شده، در فصل نخست کتاب، نحوه شکل گیری گردان یا رسول و چگونگی نام گذاری این گردان را توسط شهید بصیر، اینگونه توضیح می دهد.
test
هوالشهید
یا فاطمه الزهراء
شهید سید مجتبی علمدار
مجتبی به من گفته بود: روز شهادتش، بعد از تشیع، توی قبر که گذاشتن اش، اذان بگویم، وقتی مجتبی را گذاشتیم توی قبر، صدای اذان ظهر بلندگو، بلند شد، آن وقت من ایستادم، رو به قبله، کنار قبری که مجتبی را گذاشته اند. اذان گفتم. اذان که تمام شد، مجتبی توی قبر آرام خوابیده، هنوز سنگ لحد را نگذاشته ائیم. حاج آقا دیانی از دوستان آقا مجتبی ایستاد به قبله، مجتبی جلوی پیش نماز، نماز ظهر و عصر را خواندیم.
test

*پاتق شهدا/
«مهرداد با زبان ساروی، گفت: تره یاد دَرهِ، رمضان پورهِ سرهِ، دَسه تهَ بُردی بالا، گفتی آمین، حالا اِسا بَه فرماین، این گوی این میدان»آن شب یادته، وقتی حاج حمید دعای شهادت می کرد، با صدای بلند «آمین» می گفتی، دست هات و خیلی به آسمان بلند می کردی؟ بفرما آقا رضا؛ این گوی و این میدان...

test
خمپاره خنده لشکر 25 کربلا/
آهنگران را از ارتفاع 20 متری هل داد!
من هاج و واج، محافظ آهنگران گیج و سرگردان، یک نگاهی به کامران، که با آن پای معروف اش داشت از معرکه خودساخته می گریخت، بعد یک نگاهی به آهنگران، که حالا دارد آن پائین توی رودخانه دست و پا می زند. به محافظ آهنگران گفتم: نزنی، شوخی کرد، رفیق من بود، ما از گردان مسلم، لشکر 25 کربلائیم.
test
با موضوع خاطرات رزمندگان گردان يارسول:" فانوس كمين" روانه بازار كتاب شد
خاطرات گردان"يارسول"در چهارده فصل: اعزام، ياران، علمدار، اسارت ، صبر، عاشقي، سرنوشت، مقاومت، ولايت، انتقام، ذولفقار، آزادي، شهادت و بهشت به همراه آلبوم تصاوير تدوين شده است. رزمندگان گردان يارسول(ص) بيشتر دانشجو بوده و به گردان نخبه ها معروف بودند. در هشت سال دفاع مقدس مأموريت هاي سخت و سنگين را در ميان گردان هاي لشكر در كارنامه ي درخشان خود ثبت كرده است.
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28
فانوس کمین و زود پرستو شو بیا با چاپ دوم به نمایشگاه کتاب می روند
زود پرستو شو بیا و فانوس کمین با چهارده فصل و چهارده خاطره، از کسانی روایت می کند که برای رسیدن به وصال خویش، از چهارده وادی می گذرند. 
وداع عاشورائی حاج حسین بصیر با بردارش شهید اصغر بصير
هنوز نه من، نه حاجي نمي‌دانستيم که اين رزمنده نامش چيه، آتش که خاموش شد، يک مرتبه حاج بصير يک حالت غريبي پيدا کرد، در همين لحظه هادي بصير به حاج حسين بصير برادرش تبريک گفت...
شهیدی که تابوتش باعث شد مادرش به زیارت امام رضا برود
*شهید محمد تیموریان؛ فرمانده گردان یارسول(ص) از شهرستان آمل، «لشکر ویژه خط شکن 25 کربلا» عاشق و دلداه آقا علی ابن موسی الرضا(ع) بود.
وقت جنگ می گفته اند بی گانه ائیم
پاتوق شهداء" امروز مهمان رشیدی داشت از گردان خط شکن مسلم ابن عقیل"سردار آقا علی رضاعلیپور بازمانده از حلقه شیدائی آقا سید مجتبی علمدار...


دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI