جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
جنگ حس آدمها را پرورش میدهد و اراده و وضعیت فیزیکی
و جسمی انسان را بهبود میبخشد. شرایط جنگی آدم ها را بیشتر از هر دوره
در زندگی به هم نزدیک می کند و یک خویشاوند خواندگی جنگ تداعی می شود. ثمره
جنگ، شناخت مرد از نامرد است و جنگ تمام می شود و همه چیز پایان میگیرد و
آن همه حماسه و دلاوری، چون افسانهای ذره ذره به علت بیتوجهی مسئولان
فرهنگی برخی نهادها که فرهنگ ایثار و شهادت را در حصار خویش کشیدهاند، به
فراموشی محض سپرده میشود تا مردانی دلیر و بیباک و شهادتطلب، چون «غلامعلی دریانورد» در غبار بیمسئولیتیها ناپدید شوند. مسئولینی که خودشان را معصوم میپندارند و با کوچکترین نقد برمیآشوبند و الی آخر...
نويسنده كتاب " فانوس کمین " با اشاره به ماجراي نگارش كتابش در گفتگو با خبرنگار نويد شاهد اظهار داشت: همه ماجرا از خط خطي هاي مهديه روي روزنامه هاي پدر شروع مي شود. روزي كه مثل هميشه مداد رنگي هايش را بدست گرفته بود و روزنامه پدر را دفتر نقاشي خود كرده بود.
فانوس کمین/
خاطرانی از گردان نخبه ها
حاج حسین یكتا، همایش تجلیل از مادران فاطمی در دانشگاه تهران گفت: دیشب كتاب «فانوس كمین» را باز كردم و خواندم، خیلی جالب بود؛ یكی از شهدا می گفت: یك عراقی بالای سرم بود و داشت، تیر خلاصی را به من می زد، یك لحظه «یا زهراء» گفتم، همان لحظه هواپیماهای ایرانی از بالای سرم گذشتند و من نجات پیدا كردم.
خاطرانی از گردان نخبه ها
حاج حسین یكتا، همایش تجلیل از مادران فاطمی در دانشگاه تهران گفت: دیشب كتاب «فانوس كمین» را باز كردم و خواندم، خیلی جالب بود؛ یكی از شهدا می گفت: یك عراقی بالای سرم بود و داشت، تیر خلاصی را به من می زد، یك لحظه «یا زهراء» گفتم، همان لحظه هواپیماهای ایرانی از بالای سرم گذشتند و من نجات پیدا كردم.
ایستگاه آسمان/
تقدیر درستی بود که رخ داد
نويد شاهد: اين خاطرات غریبانه ائی را که می خوانید، از خط شکن عملیات بیت المقدس، كاري است از يك رزمنده و يك جانباز بنام: «غلامعلی نسائی، نویسنده کتاب فانوس کمین و زود پرستو شو بیا» به قلم خودش، كه چندين نوبت تا مرز شهادت رفته است و ذره ذره شهيد شده است. سرگذشتي از حماسه جاودان اوست كه در شانزده سالگي از خود بر جاي گذاشته است.
تقدیر درستی بود که رخ داد
نويد شاهد: اين خاطرات غریبانه ائی را که می خوانید، از خط شکن عملیات بیت المقدس، كاري است از يك رزمنده و يك جانباز بنام: «غلامعلی نسائی، نویسنده کتاب فانوس کمین و زود پرستو شو بیا» به قلم خودش، كه چندين نوبت تا مرز شهادت رفته است و ذره ذره شهيد شده است. سرگذشتي از حماسه جاودان اوست كه در شانزده سالگي از خود بر جاي گذاشته است.
ایستگاه بهشت/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
گفتم: حاجي يک چيزي بخور. سه روزه تو هيچ چيزي نخوردي؟ حاجي با بي حالي نگاهي کرد و گفت: تو خوردي؟ اصلا چيزي هست که بخوريم؟ بچهها چي خوردند؟ اين سه روز من خودم چند تائي کلوچه خورده بودم، اما حاجي لب به غذا نميزد، مرتب هم با بيسيم حرف ميزد.
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
گفتم: حاجي يک چيزي بخور. سه روزه تو هيچ چيزي نخوردي؟ حاجي با بي حالي نگاهي کرد و گفت: تو خوردي؟ اصلا چيزي هست که بخوريم؟ بچهها چي خوردند؟ اين سه روز من خودم چند تائي کلوچه خورده بودم، اما حاجي لب به غذا نميزد، مرتب هم با بيسيم حرف ميزد.
ایستگاه آسمان/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
غروب فردا، داشتم نماز ميخواندم که همين تلفن زنگ خورد و زنگ خورد تا داشت منفجر ميشد. پرستار دويد و گوشي را برداشت. نگه داشت تا نمازم تمام شد. يکي از بچهها بود، از اهواز پشت خط... گفت: علي! ديشب «کربلاي 10» بوديم كه حاجحسين شهيد شد. پيکر حاجي را داريم ميآوريم فريدونکنار. تو هم بيا و با حاجي وداع کن. گوشي را گذاشتم. فرو ريختم. مثل بچهاي که يتيم شود، مثل کسي که همه زندگياش در آتش بسوزد...
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
غروب فردا، داشتم نماز ميخواندم که همين تلفن زنگ خورد و زنگ خورد تا داشت منفجر ميشد. پرستار دويد و گوشي را برداشت. نگه داشت تا نمازم تمام شد. يکي از بچهها بود، از اهواز پشت خط... گفت: علي! ديشب «کربلاي 10» بوديم كه حاجحسين شهيد شد. پيکر حاجي را داريم ميآوريم فريدونکنار. تو هم بيا و با حاجي وداع کن. گوشي را گذاشتم. فرو ريختم. مثل بچهاي که يتيم شود، مثل کسي که همه زندگياش در آتش بسوزد...
ایستگاه آسمان/
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
دوم اردیبهشت سالروز شهادت سردار شهید حاج حسین بصیر است، حاج حسین بصیر را با نام گردان یارسول بهتر می شناسند تا قائم مقام «لشکر 25 کربلا»؛ کتاب: (فانوس کمین)، که به تازگی به قلم: غلامعلی نسائی، توسط انتشارات عماد فردا؛ در چهارده فصل منتشر شده، در فصل نخست کتاب، نحوه شکل گیری گردان یا رسول و چگونگی نام گذاری این گردان را توسط شهید بصیر، اینگونه توضیح می دهد.
ویژه سالروز شهادت حاج حسین بصیر
دوم اردیبهشت سالروز شهادت سردار شهید حاج حسین بصیر است، حاج حسین بصیر را با نام گردان یارسول بهتر می شناسند تا قائم مقام «لشکر 25 کربلا»؛ کتاب: (فانوس کمین)، که به تازگی به قلم: غلامعلی نسائی، توسط انتشارات عماد فردا؛ در چهارده فصل منتشر شده، در فصل نخست کتاب، نحوه شکل گیری گردان یا رسول و چگونگی نام گذاری این گردان را توسط شهید بصیر، اینگونه توضیح می دهد.
هوالشهید
یا فاطمه الزهراء
شهید سید مجتبی علمدار
مجتبی به من گفته بود: روز شهادتش، بعد از تشیع، توی قبر که گذاشتن اش، اذان بگویم، وقتی مجتبی را گذاشتیم توی قبر، صدای اذان ظهر بلندگو، بلند شد، آن وقت من ایستادم، رو به قبله، کنار قبری که مجتبی را گذاشته اند. اذان گفتم. اذان که تمام شد، مجتبی توی قبر آرام خوابیده، هنوز سنگ لحد را نگذاشته ائیم. حاج آقا دیانی از دوستان آقا مجتبی ایستاد به قبله، مجتبی جلوی پیش نماز، نماز ظهر و عصر را خواندیم.
یا فاطمه الزهراء
شهید سید مجتبی علمدار
مجتبی به من گفته بود: روز شهادتش، بعد از تشیع، توی قبر که گذاشتن اش، اذان بگویم، وقتی مجتبی را گذاشتیم توی قبر، صدای اذان ظهر بلندگو، بلند شد، آن وقت من ایستادم، رو به قبله، کنار قبری که مجتبی را گذاشته اند. اذان گفتم. اذان که تمام شد، مجتبی توی قبر آرام خوابیده، هنوز سنگ لحد را نگذاشته ائیم. حاج آقا دیانی از دوستان آقا مجتبی ایستاد به قبله، مجتبی جلوی پیش نماز، نماز ظهر و عصر را خواندیم.
*پاتق شهدا/
«مهرداد با زبان ساروی، گفت: تره یاد
دَرهِ، رمضان پورهِ سرهِ، دَسه تهَ بُردی بالا، گفتی آمین، حالا اِسا بَه
فرماین، این گوی این میدان»آن شب یادته، وقتی حاج حمید دعای شهادت می کرد، با صدای بلند «آمین» می گفتی، دست هات و خیلی به آسمان بلند می کردی؟ بفرما آقا رضا؛ این گوی و این میدان...
خمپاره خنده لشکر 25 کربلا/
آهنگران را از ارتفاع 20 متری هل داد!
من هاج و واج، محافظ آهنگران گیج و سرگردان، یک نگاهی به کامران، که با آن پای معروف اش داشت از معرکه خودساخته می گریخت، بعد یک نگاهی به آهنگران، که حالا دارد آن پائین توی رودخانه دست و پا می زند. به محافظ آهنگران گفتم: نزنی، شوخی کرد، رفیق من بود، ما از گردان مسلم، لشکر 25 کربلائیم.
آهنگران را از ارتفاع 20 متری هل داد!
من هاج و واج، محافظ آهنگران گیج و سرگردان، یک نگاهی به کامران، که با آن پای معروف اش داشت از معرکه خودساخته می گریخت، بعد یک نگاهی به آهنگران، که حالا دارد آن پائین توی رودخانه دست و پا می زند. به محافظ آهنگران گفتم: نزنی، شوخی کرد، رفیق من بود، ما از گردان مسلم، لشکر 25 کربلائیم.
با موضوع خاطرات رزمندگان گردان يارسول:" فانوس كمين" روانه بازار كتاب شد
خاطرات گردان"يارسول"در چهارده فصل: اعزام، ياران، علمدار، اسارت ، صبر، عاشقي، سرنوشت، مقاومت، ولايت، انتقام، ذولفقار، آزادي، شهادت و بهشت به همراه آلبوم تصاوير تدوين شده است. رزمندگان گردان يارسول(ص) بيشتر دانشجو بوده و به گردان نخبه ها معروف بودند. در هشت سال دفاع مقدس مأموريت هاي سخت و سنگين را در ميان گردان هاي لشكر در كارنامه ي درخشان خود ثبت كرده است.
خاطرات گردان"يارسول"در چهارده فصل: اعزام، ياران، علمدار، اسارت ، صبر، عاشقي، سرنوشت، مقاومت، ولايت، انتقام، ذولفقار، آزادي، شهادت و بهشت به همراه آلبوم تصاوير تدوين شده است. رزمندگان گردان يارسول(ص) بيشتر دانشجو بوده و به گردان نخبه ها معروف بودند. در هشت سال دفاع مقدس مأموريت هاي سخت و سنگين را در ميان گردان هاي لشكر در كارنامه ي درخشان خود ثبت كرده است.
*ایستگاه شیدائی/
خاطراتی از آزاده و جانباز مجید زارع گردان یارسول(ص)
روز پنجم،
دشتی تفتیده و سوزان «هفتم خردادماه 1365» حوالی بصره، عراقی ها اسیران
بسیجی را با دست های بسته و زخمی، خسته و تشنه که از شلمچه و فاو اسیر
گرفته اند، در یک حصار توری مانند یک قفس، پشت دروازه های بصره، زیر آفتاب
داغ و سوزان عراق افتاده بودیم.
*ایستگاه شیدائی/
دختر عمو، من مرد جنگ و تفنگ و جبهه ام، من یک مسافرم، زیر چشمی نگاهی کردم و توی دلم گفتم: مسافر بهشت. من دلم بهشت می خواهد. انگار حرف های دلم را شنید! زیر چشمی نگاهی انداخت و گفت: چیزی گفتی دختر عمو. همان لحظه دلم برایش تنگ شد، همان لحظه به دلم گفتم: با من مدارا کن....
دختر عمو، من مرد جنگ و تفنگ و جبهه ام، من یک مسافرم، زیر چشمی نگاهی کردم و توی دلم گفتم: مسافر بهشت. من دلم بهشت می خواهد. انگار حرف های دلم را شنید! زیر چشمی نگاهی انداخت و گفت: چیزی گفتی دختر عمو. همان لحظه دلم برایش تنگ شد، همان لحظه به دلم گفتم: با من مدارا کن....
دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI


















