پنجاه و سومين شماره ماهنامه امتداد به سردبیری رضا مصطفوی منتشر شد
در اين شماره نيز مانند شماره‌هاي اخير امتداد، پرونده ويژه‌اي قرار داده شده است: «مردان معبر، مردانگي در ميدان مين» عنوان اين پرونده است كه به بررسي «ناجوانمردانه‌ترين سلاح» مي‌پردازد
شماره 52 ماهنامه امتداد به سر دبیری رضا مصطفوی منتشر شد.
شماره 52 ماهنامه امتداد، پرفروش‌ترين رسانه مكتوب در حوزه فرهنگ و ادبيات مقاومت و انقلاب اسلامي، در 72 صفحه تمام رنگي منتشر شد.
حکایت یک پرواز
بچه ها از کله صبح تا غروب کارشون شده بود ،برن لب جاده وساعتها منتظر بمونن تا شاید یکی از بروبچ جنگ سر وکلشون پیدا بشه.چه کیفی می کردن.
امتداد +، ويژه سالروز آغاز ولايت آيت‌الله خامنه‌اي منتشر شد
اين ويژه‌نامه شامل مطالب ارزشمندي درباره شخصيت علمي و اخلاقي و جايگاه مقام معظم رهبري و خاطرات و ناگفته‌هاي بزرگان درباره ايشان است.
پنجاه و يكمين شماره امتداد، به سردبیری رضا مصطفوی منتشر شد
نخستين شماره ماهنامه امتداد نشریه فرهنگ و پایداری دفاع مقدس، به سر دبیری رضا مصطفوی، منتشر شد.

من، نمكي و دستيارم!
به شكم قاطر اشاره كردم. رزمنده اصفهاني با كينه نگاهي بهم كرد و گفت: كوفتت بشد. يكي بهترشُ پيدا مي‏كنم!
ترنم تنهائی
تو چرا می جنگی؟
ـ پسرم مي‌پرسد
من تفنگم در مشت
كوله‌بارم در پشت
بند پوتينم را محكم مي‌بندم
مادرم
اسير شكم
تا اينكه مسئولمان كه از ما سن‌وسالش بيشتر بود رفت سراغ مش‌مراد و كم‏كم قفل زبان او را باز كرد و ما فهميديم چرا مش‌مراد برزخ است.
گود زيلاي عراقي

 شب عمليات بود. قرار بود كه من و چند نفر از دوستانم كه تخريب‌چي بوديم،

test
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي / كه هنوز من نبودم و تو در دلم نشستي... رقابت قرابت به دوست از ساعتی قبل آغاز شده بود و ما کمي دیر رسیده بودیم. اين كمي دير رسيدن، انگار در خون ماست و يا با سرنوشت ما گره خورده است. درست مثل روزي كه كمي دير به دنيا رسيديم و از قافلة شهدا وامانديم. زاویة دیدم را به صندلی آقا تنظیم کردم، در نقطه‌اي كه چشمانم به چشمانش زل بزند، جاگير شدم. عقربه‌هاي ساعت كه به دوازده نزدیک مي‌شود، ضربان قلب‌مان هم تندتر مي‌زند. چرا در اشتیاق دیدار چهره معشوق، دل پرپر نزند؟ گويي فاصلة سال‌ها انتظار در اين پنج دقيقه كش آمده است و قلب مي‌خواهد براي زودتر رسيدن، از قفس تنگ سينه خارج شود. عقربه‌ها كه درست در نشان 12 روي هم مي‌ايستند، ستوني از نور از در وارد مي‌شود و همزمان بغض نيز دروازة گلو را باز مي‌كند چشم‌ها نيز شروع به باريدن مي‌كنند.
تماس با ما
نام:

ایمیل:

آدرس سایت:

متن:

رضا مصطفوی سردبیر امتداد نوشت: دیدار یار
دیروز توفیق شد با بروبچه‌هاي تحريريه امتداد، براي دست بوسي خدمت حضرت آقا رسيديم. هنوز حرارت دستان مجروح ولي‌ام را بر لبانم احساس مي‌كنم؛ هنوز سايه دست نوازش پدرانه‌اش را بر سرم احساس مي‌كنم.
حمید داود آبادی در مصاحبه با فارس، ناگفته هايي از طولاني ترين گروگان گيري تاريخ
حميد داودآبادي همه به با عنوان ، نويسنده دفاع مقدس مي شناسند و نه يك محقق و يا كارشناس سياسي و حقوق بين الملل .اما حضور حاج احمد متوسليان
مرا بسوزانید و بعد بخوانیدم
خبر کوتاه اما تکان دهنده بود! یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به دلیل آنکه کسی جواب گوی درخواست هایش نبوده، خود را در مقابل مجلس شورای اسلامی به آتش کشیده است !
روایت شهادت و کشف پیکر مطهر شهید علی هاشمی از زبان محمد احمدیان
از تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر سردار هور، شهید علی هاشمی قریب یک ماه است که می گذرد، روایت جناب آقای محمد احمدیان از نحوه شهادت و کشف پیکر مطهر شهید هاشمی...
راوی می گه
راوی می گوید: می دانم که مادر بزرگ های، پنجاه سال بعد برای لالائی نوه ها شون، نام این ها رو قصه بگذارند  و زیر نور فانوس، اشک بریزند و لالائی بگویند و قصه مردمان سر زمین نور را تعریف کنند.! اما مادر بزرگ های قرن بعد، باید بدانند، که این ها قصه نیست، روایت است، روایتی است وحی گونه! راوی می گوید: عیدبود!عید! عید عاشقان! برزخی نبود، کافی بود تا چشم بگشائی، همه جا صدق بود، صفا بود، یک رنگی بود، بی رنگی بود، منتی نبود، دروغی نبود، نفاقی نبود، همه چیز راست بود، راوی می گوید: خمپاره میاد و ترکش می خوردم و چه و چه! دیگه آیه و حدیث برام نیار! وقتی که می گم من نفسم بالا نمیاد،! دیگه از ترکش و خمپاره برام نگو! اصلا من رفتم که خمپاره بخورم! یاعلی...!
قمقمه

" قمقمه  "وبلاگي است ازحاج  آقا رضا مصطفوي سردبير" نشريه امتداد "مجله فرهنگ وپايداري دفاع مقدس 

 

© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI