<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>دياررنج</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.diareranj.ir/atom.xml" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2008-10-31://2</id>
    <updated>2010-03-15T10:19:12Z</updated>
    <subtitle>رنج های... دیاررنج... رنج و درد و زخم ترکش ها نیست. دلتنگی هائی از جنس اندوه نیست... رنجی است برای رسیدن به سعادت و کمال... رنج ما رنجی دیگر است رنجی دگر !!! رنج های که روح و جسم مرا آزار می دهند. تا با واژه های از خط گذشته ام خط اول ذهن شما رو فتح کنم. </subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type Pro 4.21-en</generator>

<entry>
    <title>اینجا معبر 10 / این بار فرق داشت جنوب 88</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/-10-88.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.971</id>

    <published>2010-03-15T10:07:45Z</published>
    <updated>2010-03-15T10:19:12Z</updated>

    <summary>بسم رب الزهراء اینجا معبری ست! برای اینکه یادمان باشد معبر هایمان امتداد دارند در همین شهر..! دانشجوی دانشگاه تهرانم و......</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="tire-gheyb" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="افسرسخت،معبر10،جنگنرم،زهراء" label="افسر سخت، معبر10،جنگ نرم، زهراء" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        بسم رب الزهراء اینجا معبری ست! برای اینکه یادمان باشد معبر هایمان 
امتداد دارند در همین شهر..! دانشجوی دانشگاه تهرانم و...
        <![CDATA[&nbsp; اینجا معبر 10<br />بسم رب الزهرا. اینجا معبری ست....برای اینکه یادمان باشد معبر هایمان امتداد دارند.. در همین شهر../<br />دانشجوی دانشگاه تهرانم و البته همیشه باید یادم باشد که به چه سمتی منصوب شده ام :"دانشجویان عزیز افسران جوان جمهوری اسلامی ایران در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جریان شیطانی متکی بر زور و تزویر و پول هستند."<br /><br />این بار فرق داشت... .<br /><br />این را سوالات و گفت وگوی بچه هایمان بعد از سفر می گوید...<br /><br />این بار ما با چیز جدیدی مواجه ایم : فهم اعزام...فهم منطقه عملیاتی تهران...<br /><br />این بار ـ در جنوب گمنام ـ بچه ها پلاک "افسر جوان جنگ نرم"انداخته اند گردنشان..<br /><br />چمران ما می گفت :وقتی شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد مشخص می شود<br /><br />&nbsp; وحالا شیپور جنگ نواخته شده...<br /><br />در شهر ، پیش از سفر، شعر میر شکاک را زمرمه می کردیم که:<br /><br />گرچه با خاک بیگانه ام کرد<br />جنگ با دست های بلندش<br />گرچه از من گرفت آسمان را<br />با تمام دلم دوست دارم<br />لحظه های برآشفتنش را که معیار مرد است<br />جنگ! بهزاد آیینه پوشان همزاد!<br />کاش یک بار دیگر صدای تو را می شنیدم<br />کومه ام بی تو خاموش و سرد است<br />در دلم یادی از استوایی ترین روزهای نبرد است<br />من چه دارم که بگذارد اینجا بمانم<br />بی وطن از تمام زمین بی نصیب است<br />جاده فرسود چشم انتظارم<br />شیعه هر جا که باشد غریب است<br />جنگ! باز آ که آیینه ام غرق گرد است...<br /><br />&nbsp;و گویی خدا ، دری از درهای خاص رحمتش را ، بر ما گشود : باب جهاد را.<br /><br />امروز ما ، این را باور داریم ... که خدا ، باب جهاد را بر ما&nbsp; گشوده است.<br /><br />والله غنی الحمید...! خدا بی نیاز است از ما .اگر خود را محروم کنیم از فیض جهاد ، قومی دیگر را به جایمان می گذارد... و وای بر ما اگر از پشت کنندگان به جهاد باشیم... .<br /><br />اینجا جبهه. اینجا خط مقدم...<br /><br />بسم الله.<br /><br /><div align="center"><b><a href="http://mabar10.blogfa.com/">منبع:  وبلاگ یک افسر سخت  جنگ نرم /  معبر 10</a></b><br /></div><br /><br /><br /><div><br /></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>صدايي كه از ملكوت شنيده شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-588.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.970</id>

    <published>2010-03-15T08:30:39Z</published>
    <updated>2010-03-15T08:36:24Z</updated>

    <summary>«صدايي از ملكوت به من گفت: حسين آقا، ميآيي يا ميماني؟ با خودم گفتم: ميخواهم هنوز بجنگم، خميني تنهاست. من سرباز اويم و جنگ هنوز تمام نشده. در همين حالات بودم كه افتادم زمين! درد به تمام بدنم پيچيد و...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="khakriz" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="قمقمه،مصطفوی،خرازی،ملکوت،امتداد" label="قمقمه،مصطفوی،خرازی،ملکوت،امتداد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[«صدايي از ملكوت به من گفت: حسين آقا، ميآيي يا ميماني؟ با خودم گفتم: ميخواهم هنوز بجنگم، خميني تنهاست. من سرباز اويم و جنگ هنوز تمام نشده. در همين حالات بودم كه افتادم زمين! درد به تمام بدنم پيچيد و من را بردند.»<br />خرازي، دست راستش را به خدا سپرده بود و از سفر شهادت بازمانده بود تا خميني را ياري كند. با همان يك دست، حماسه‌اي آفريد و بعد هم در تاريخ شهادت، جاودانه شد. مرداني اين‌چنين كه مرگ را در سرپنجه خويش نگه‌داشته‌اند و همنشيني با اينان، و شنيدن از آنان، بعدها اتفاقي را رقم زد كه در فرهنگ اين مرز و بوم، تأثيرات شگرفي داشت. جنگ، كه انقلاب خميني كبير را در آن بايكوت خبري و رسانه‌اي، جهاني كرده بود و چشم‌ها را خيره خويش ساخته بود، حالا بعد از دو دهه، هنوز وجهه همت همان رزمندگاني قرار گرفته كه آن روز به حسب تكليف، رزمنده بودند و امروز نيز بر حسب همان تكليف، راوي.<br />]]>
        <![CDATA[<div align="right">«صدايي از ملكوت به من گفت: حسين آقا، ميآيي يا ميماني؟ با خودم گفتم: ميخواهم هنوز بجنگم، خميني تنهاست. من سرباز اويم و جنگ هنوز تمام نشده. در همين حالات بودم كه افتادم زمين! درد به تمام بدنم پيچيد و من را بردند.»<br /></div><br />خرازي، دست راستش را به خدا سپرده بود و از سفر شهادت بازمانده بود تا خميني را ياري كند. با همان يك دست، حماسه‌اي آفريد و بعد هم در تاريخ شهادت، جاودانه شد. مرداني اين‌چنين كه مرگ را در سرپنجه خويش نگه‌داشته‌اند و همنشيني با اينان، و شنيدن از آنان، بعدها اتفاقي را رقم زد كه در فرهنگ اين مرز و بوم، تأثيرات شگرفي داشت. جنگ، كه انقلاب خميني كبير را در آن بايكوت خبري و رسانه‌اي، جهاني كرده بود و چشم‌ها را خيره خويش ساخته بود، حالا بعد از دو دهه، هنوز وجهه همت همان رزمندگاني قرار گرفته كه آن روز به حسب تكليف، رزمنده بودند و امروز نيز بر حسب همان تكليف، راوي.<br /><br />پديده ديد و بازديد از مناطق و مقاتل‌الشهدا، البته از همان روزهاي آغازين جنگ به‎نوعي وجود داشت. پس از آزادسازي اولين سرزمين‌هاي اشغالي در شمال خوزستان، از سال 1361، عدهاي مسافر اين سرزمينها شدند كه بيشتر آنان، از خانواده‎هاي شهدا بودند و بعدها اهل سياست و مديران ارشد نظام و نمايندگان مجلس نيز از ديگر مسافران راهيان نور در سالهاي دفاع مقدس شدند. آن‎ها در قالب كاروان‌هاي كوچك، از جبهه‎ها بازديد كرده و از نزديك با رزمندگان ديدار ميكردند. هنرمندان و نويسندگان و بازاريان فعال در پشت جبهه نيز در سال‌هاي دفاع مقدس به جبهه‎ها سفر ميكردند و مدتي كوتاه را در سنگرها و سوله‎ها، در كنار رزمندگان سپري مي‌كردند. مراقبت از جان بازديدكنندگان در بيشتر جبهه‎هاي جنگ، كاري دشوار و شايد محال بود و از اين رو، تنها رزمندگان و فرماندهان دوران جنگ بودند كه هر از گاهي، محدوديت‌هاي تردد در اين مناطق را ناديده گرفته و به بازديد جبهه‎هاي جنگ مي‌شتافتند. پس از مدتي، سازمانهاي فرهنگي سپاه پاسداران، ارتش و نيروهاي مسلح نيز وارد ميدان شدند و با استقبال روزافزون مردم، كم‌كم نام «راهيان نور» نام رسمي اين حركت شد.<br /><br />حالا كه بيش از دو دهه از آن روزها ميگذرد، هر ساله بيش از 1 ميليون نفر ترجيح ميدهند كه تعطيلات پايان سال خويش را در مناطق عملياتي جنوب كشور بگذرانند و لحظات تحويل سال در كنار خاك‌هايي باشند كه عزيزان وطن، در آن حماسه آفريدند و به خون غلتيدند.<br /><br />در اين سالها اين حركت مردمي سازمان‌يافته‌تر شد و با پديد آمدن ستادهاي مردمي و حمايتها و فعاليتهاي ارزشمند سپاه و ارتش، اين حركت فرهنگي بسيار مهم، مورد توجه بيشتر قرار گرفت. يادمانهاي دفاع مقدس بازسازي شد؛ جاده‎ها اصلاح و تعمير شد؛ بنيادهايي براي تربيت راويان جنگ شكل گرفتند و روايت مقاومت كه سازماني جدي نداشت، داراي متولي يا متولياني در نقاط مختلف كشور شد. تأثير حركت كاروانهاي راهيان نور به‎سمت مناطق عملياتي، توجه‎هاي بسياري را به‎خود جلب كرد و گاه نيز دست‌اندازي‌هايي براي تصاحب يا تاثيرگذاري بر آن صورت گرفت. در حوادث و تحولات سياسي و اقتصادي دوران‌هاي پس از جنگ، و تلاش‌ها براي تحريف تاريخ غرورآفرين دفاع مقدس و كاستن از ارزش شهادت، كه روزنامه‎هاي زنجيرهاي دولت اصلاحات به آن همت گمارده بودند، حركت راهيان نور، حركتي بازدارنده و فوق‌العاده مؤثر ارزيابي شد.<br /><br />در همان دوران، كه دولت اصلاحات ميكوشيد تخت جمشيد را كانون فرهنگ و تمدن ايران بنامد و مسافران نوروزي شلمچه را راهي آرامگاه كوروش و پاسارگاد كند، رهبر معظم انقلاب، با حضور در يادمان شهداي كربلاي پنج شلمچه، در نقطه صفر مرزي و در كنار بعثي‌ها، توجه مردم را بيش‌ازپيش به اين نقاط مقدس جلب كردند و به متوليان فرهنگي كشور هشدار دادند: «امروز شركت من در مجموعه زائران خاك خونين شلمچه، براي بزرگداشت ياد و نام شهيدان عزيز و مردان بزرگي ‏است كه با خون خود، با جهاد و همت خود، با عزم و اراده خود، نام شلمچه و خرمشهر و خوزستان و ايران را در تاريخ، بلند كردند. ملت ايران در دوره معاصر، هر چه عظمت و عزت در دنيا دارد، به بركت خون رزمندگاني است كه در اين ‏سرزمينهاي خونين حضور يافتند و جان و سلامت و جواني خود را براي اسلام، براي ملت و براي ميهن‎شان در طبق ‏اخلاص گذاشتند و تقديم كردند. ايران، امروز هرچه دارد و در آينده هرچه به دست آورد، به بركت خون اين شهيدان‏ است. اگر اين شهدايي كه شلمچه، يادگار آن‎ها و اين بيابانهاي خونين، حامل نشانه‎هاي آن‎هاست، نبودند، امروز در اين‏كشور، از استقلال ملي، از شرف ملت، از اسلام و از هيچ چيز ايراني، نشان برجسته‏اي نبود. اين‎ها در مقابل دشمنِ ‏مهاجمي كه بدون كمترين ملاحظه‏اي به مرزهاي جغرافيايي و مرزهاي ملي و مرزهاي اعتقادي حمله كرده بود، ايستادند. جوانان عزيز! مردان و زنان! در هر كجا كه هستيد و اين سخن را مي‏شنويد، يا بعدا خواهيد شنيد، بدانيد يك‏كشور و يك ملت، بالاترين سرمايه‏اش همت و عزم و ايمان جوانان آن كشور و ملت است. ايمانِ همراه با اراده قوي، ايمانِ همراه با تصميم، ايمانِ همراه با روشن‏بيني، همان چيزي است كه اين كشور را يك روز نجات داد. امروز هم ‏مهمترين عاملي كه اين كشور و اين ملت را حفظ كرده است، همين ايمان است. روحيه سلحشوري، روحيه مقاومت و ايستادگي در مقابل دشمن، روحيه نفرت از دشمني كه نه فقط با جان و مال اين ملت، بلكه با فرهنگ، ايمان و اسلام ‏اين ملت دشمن است، روحيه بي‏اعتمادي به دشمن و آمادگي براي دفاع، روحيات عالي‏اي است كه يك كشور را عزيز و استقلال آن را حفظ مي‏كند و استعدادهاي يك كشور را به بروز و ظهور مي‏رساند و به آقايي و عزت، نايل مي‏نمايد. ... من اين سرزمين را يك سرزمين مقدس مي‏دانم. اين‏جا نقطه‏اي است كه ملائكه الهي كه شاهد فداكاري مخلصانه ‏اين شهداي عزيز بودند، به آن تبرك مي‏جويند. اين‏جا متعلق به هركسي است كه دلش براي اسلام و براي قرآن مي‏تپد. اين‏جا متعلق به همه ملت ايران است. دلهاي همه ملت ايران، متوجه اين نقطه، اين بيابان و همه اين مناطقي است كه‏شاهد فداكاري‎هاي جوانان بوده است. شما كه اين‏جا را گرامي مي‏داريد، خوب مي‏كنيد. آمدن شما و احترام به اين‏نقطه، بسيار به‎جا و بسيار كار صحيحي است. بنده هم خواستم به ارواح طيبه شهيدان و به نَفَسهاي معطر جوانان مؤمن، تبرك بجويم و به اين عزيزان احترام كنم؛ لذا آمدم در جمع شما شركت كردم.» (شلمچه، 08/01/1378)<br /><br />اين حركت معظم‌له در سالهاي بعدي، با حضور در پادگان دوكوهه تكرار شد: «اجتماع عظيمي كه در اين نقطه برجسته تاريخي تشكيل شده است، نشانه بزرگي از قدرشناسي ملت ايران است. از اطراف كشور، مردان، زنان، پيران و جوانان كه به اين نقطه و ديگر نقاطي كه در تاريخِ جنگ تحميلي، نقاط برجسته و فراموش‌نشدني بوده‌اند، شتافت‌هاند در حقيقت، ياد آن جوانان، رزمندگان، دلاوران و مؤمناني را كه كشور و تاريخ و ملت ما همواره مديون آن‎هاست، گرامي داشته‌اند. هم زمان و هم مكان بسيار حساس است. زمان، يادآور نهضت عظيم و فراموش‌نشدني حسين بن‌علي (عليه‎السلام) است. مكان هم پادگان دوكوهه است كه عاشوراييانِ زمان ما، جوانان از جانگذشته و دلاور ما، در طي سالهاي متماديِ دفاع مقدس، در همين‌جا اجتماع كردند؛ در همين حال و هوا، عزم و تصميم مردانه و مؤمنانه خود را بر دفاع از اين كشور به مرحله عمل درآوردند. اين پادگان و سرزمين، شاهد فداكاريها، اخلاصها، ايمانها و روحيه‎هاي مالامال از امواج صفا و طراوتي است كه از جوانان مؤمن بسيجي و فداكار بروز كرده است.» (دوكوهه 9/1/1381)<br /><br />در نخستين روزهاي سال 1385 نيز يادمان دهلاويه، قدمگاه رهبر شد و بر اين حركت ارزشمند تأكيد چندباره شد؛ و ايشان در بعضي جمعهاي فرهنگي، از تأثير حركت فرهنگي راهيان نور و تشييع شهدا در شهرها، تجليل كردند و اين دو رويداد را در حفظ فضاي معنوي كشور، بسيار مؤثر برشمردند. جواناني كه در خلاء الگويي دورانهاي سخت كشور، با پديده شگفت‌انگيز شهادت و ايثار رويارو ميشدند، جامعه جديدي از طبقه جوانان پرانرژي و باانگيزه براي خدمت به آرمانهاي انقلاب و ايثار در اين راه را تشكيل ميدادند. اين جامعه هر ساله با رشد و دستيابي به اكسير شهادت و روايت، فضاي مجازي و حقيقي را تحت تأثير خويش قرار ميداد. با روي كار آمدن دولت نهم و تغيير سياستهاي فرهنگي دولت، به همت رزمندگان ديروز و فعالان عرصه فرهنگ مقاومت، كاروانهاي راهيان نور سازمان جديدي يافتند و با تشكيل ستاد مركزي راهيان نور در بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، تحولات بسيار عمدهاي در اين زمينه روي داد. دكتر احمدي‌نژاد، رييس‎جمهور دولت نهم، نيز كه خود پيش از دوران ورود به مسئوليت اجرايي كشور، از فعالان راهيان نور در محيط‌هاي دانشگاهي بود، نماينده‌اي تام‌الاختيار را در ستاد راهيان نور منصوب كرد كه هرگونه گره اجرايي در اين امر را با ارتباط با توان تمام وزارتخانه‎ها، باز كند. تبليغ شفاهي و چهره‌به‌چهره اين حركت، اشتياق جوانان به اين سفر معنوي، به سرزميني كه در نگاه مادي انسان، جز خاك و گرد، چيزي بر لباس مسافر نمي‌نشيند، را روز به روز، افزايش داد و طبيعتا استانهاي جنوبي كشور نيز، از امكاناتي كه بتواند اين حجم زائر در اين مدت محدود را پشتيباني كند، برخوردار نبودند. با از ميان رفتن تدريجي بسياري موانع، اما هنوز مشكلات بسياري در اين سفر رخ نشان مي‎دهد و حادثه‎هايي نيز كمين ميكند؛ اما هيچكدام از اين مشكلات و حادثه‎ها، از حلاوت اين همنشيني چند روزه با شهدا نمي‌كاهد. توگويي هنوز صداي آويني است كه حيرت آدمي را پاسخگوست كه مي‌گويد: «در عالم رازي است كه جز به بهاي خون فاش نمي‌شود.» هنوز هر ساله، جاده‎هاي پر پيچ و خم جنوب، شاهد دانشجويان و جواناني است كه در رثاي شهادت و شهيدان، اشك ميريزند و وقتي مسير بازگشت را ميپيمايند از خود ميپرسند: ديروز آنگونه جهاد كردند و رفتند؛ ما كه مانديم، چگونه جهاد كنيم؟<br /><br />اين نوشته در شمارة ۳۵ هفته‌نامه پنجره منتشر شده است.<br /><br /><div align="center">&nbsp; <b><a href="http://qomqome.blogfa.com/">منبع: وبلاگ قمقمه       رضا مصطفوی سر دبیر نشریه امتداد مجله فرهنگ و پایداری </a></b><br /><br /><br /></div><br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سعید بنی فاطمی و فاطمه کیائی در صبر خورشید </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-587.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.969</id>

    <published>2010-03-14T16:13:52Z</published>
    <updated>2010-03-14T16:17:15Z</updated>

    <summary>سعید بنی فاطمی و فاطمه کیائی در صبر خورشید صبر خورشید در دست ساخت.........</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="nokhbegane" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="صبرخورشید،سعیدوفاطمه" label="صبر خورشید،سعید و فاطمه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[<div align="center">سعید بنی فاطمی و فاطمه کیائی در صبر خورشید <br /></div>
<br /><div align="center">
صبر خورشید<br />
<br />
در دست ساخت...... </div>]]>
        <![CDATA[<div align="center">سعید بنی فاطمی و فاطمه کیائی در صبر خورشید <br /><br />صبر خورشید<br /><br /><br />در دست ساخت<br /></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>افلاکیان/حمید درباری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-586.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.968</id>

    <published>2010-03-13T19:44:28Z</published>
    <updated>2010-03-13T19:48:46Z</updated>

    <summary> http://www.aflakyan.blogfa.com/...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         http://www.aflakyan.blogfa.com/
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>اینجا تهران است: پایتخت ایران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-428.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.967</id>

    <published>2010-03-12T15:46:21Z</published>
    <updated>2010-03-12T18:16:36Z</updated>

    <summary>نشریه امتداد پر مخاطب ترین نشریه فرهنگ و ادبیات مقاومت در آستانه بهار به پنجا همین شماره دست یافت به سردبیری رضا مصطفوی و تحریریه: حسن ابراهیم زاده .... در سوئیس لباس هایمان را آتش زدند... خاطراتی شنیدنی از جانباز...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="khakriz" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="امتداد،روشنی،شیمیائی،حاجقاسم" label="امتداد،روشنی،شیمیائی، حاج قاسم" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[نشریه امتداد پر مخاطب ترین نشریه فرهنگ و ادبیات مقاومت در آستانه بهار به
 پنجا همین شماره دست یافت به سردبیری رضا مصطفوی و تحریریه: حسن ابراهیم 
زاده .... در سوئیس لباس هایمان را آتش زدند... خاطراتی شنیدنی از جانباز 
شیمیائی" محمد صادق روشنی/ قسم خوردم که من نبودم! گفته جنگ است نه مهمانی/
 هوا پیما ها که پیدامان کردند/ اول نفس هامون گرفت.../ پزشک اطفال ویزیت
 مان کرد/ حاج قاسم سلیمانی&nbsp; که&nbsp; رفت هوا پیما ها پیدامون کردند<br />]]>
        <![CDATA[نشریه امتداد پر مخاطب ترین نشریه فرهنگ و ادبیات مقاومت در آستانه بهار به پنجا همین شماره دست یافت به سردبیری رضا مصطفوی و تحریریه : حسن ابراهیم زاده ....<br /><br />در سوئیس لباس هایمان را آتش زدند...<br /><br />خاطراتی شنیدنی از جانباز شیمیائی" محمد صادق روشنی<br /><br />قسم خوردم که من نبودم!<br /><br />گفته جنگ است نه مهمانی<br /><br />هوا پیما ها که پیدامان کردند<br /><br />اول نفس هامون گرفت...! <br /><br />پزشک اطفال ویزیت مان کرد<br /><br />من دقیقآ یادم هست نمی دیدم ولی نفسهاشو می شنیدم. گفتم: آهای من و فراموش کردی،من اینجا ته هواپیما هستم.<br /><br />بعد محبت کرد و یک تشر محکم زد که چرا تا حالا نیومدی جلو؟<br /><br />گفتم: آخه اخوی من اصلا نمی بینم و نمی دانم این جلو کدام طرفی هست<br /><br />گفت آخه همه رفتن تو جا موندی؟ گفتم: ما از اصل جا موندیم اینجا هم روش"<br /><br />من را سوار آمبولانس کرد و گفت: « شما سهمیه بیمارستان لبافی نژاد هستید»<br /><br />&nbsp;اینجا تهران است: پایتخت ایران<br /><br />*یک جوری بوی شیشه و فلز می داد آخر ما عادت داریم بو های سخت را از بو های نرم زودتر درک کنیم! پرستار که رفت! دکتر ها امدند! گفت: این ها حساسیت فصلیه برادر! زیاد جدی نگیر همیشه همینه سر هر فصل ازین اتفاقات زیاده خودش محو میشه!...<br /><br />بعد پرستار محو شد...!<br /><br />بعد دکتر ها آمدند...!<br /><br />دکترها که رفتند عکاس ها آمدند. دانشجو ها که رفتند... من تخت اول بودم..! این آخری نامردی بود!<br /><br />&nbsp; در نقاهتگاه&nbsp; اهواز به صف ایستادیم&nbsp; تا یک دکتر ما را ببیند. آن هم چه دکتری، دکتر عمومی اطفال!<br /><br />بچه ها سرفه می کردند و می خندیدند ولو می شدند روی زمین!<br /><br /><br /><div align="center">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; منبع وبلاگ "<a href="mailto:http://diareranj.blogfa.com/">اخرین دوران رنج</a><br /></div><br /><br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>پنجاهمین شماره ماهنامه امتداد به سر دبیری رضا مصطفوی منتشر شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-113.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.966</id>

    <published>2010-03-12T14:48:12Z</published>
    <updated>2010-03-12T18:05:50Z</updated>

    <summary><![CDATA[در اين شماره مي‌خوانيد: شب رسوائی مرگ/ غلامعلی نسائی"&nbsp; آخرین نگاه/محمد احمدیان" در سوئیس لباس های مان را آتش زدند/ غلامعلی نسائی" جنگ و طعم چائی تلخ/حمید داود آبادی" پتو ها ماندگارم کرد/ مسعود دهنمکی" امتداد روی گیشه هاست....]]></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="bisimchi" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="امتداد،خبر،پنجاهمینشماره،دیاررنج،رضامصطفوی،" label="امتداد،خبر،پنجاهمین شماره،دیاررنج،رضا مصطفوی،" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[در اين شماره مي‌خوانيد: شب رسوائی مرگ/ غلامعلی نسائی"&nbsp; آخرین نگاه/محمد احمدیان" در سوئیس لباس های مان را آتش زدند/ غلامعلی نسائی" جنگ و طعم چائی تلخ/حمید داود آبادی" پتو ها ماندگارم کرد/ مسعود دهنمکی" امتداد روی گیشه هاست. <br />]]>
        <![CDATA[پنجاهمین شماره ماهنامه امتداد به سردبیری: رضا مصطفوی اسفند ماه&nbsp; منتشر شد.<br />در اين شماره مي‌خوانيد:<br />فانوس/ شب رسوائی مرگ / غلامعلی نسائی<br />برخی نمی خواهند بروز باشند/ فرشاد مهدی پور<br />در سوئیس لباس های مان را آتش زدند / غلامعلی نسائی<br />مو بچه شطم/ مجیدجعفر آبادی<br />جنگ و طعم چائی تلخ/ حمید داود آبادی<br />فقط منو لو گیم دیالوگ نداریم/ گفتگو امتداد<br />در یک غزل/ مجموعه شعر<br />می خواهم بجنگم خمینی تنهاست/ راوی...<br />عاشورا را به چشم دیدم/صدیقه رضوانی نیا<br />گمان نکن بی صاحبم او می آید/کتاب بابا نظر<br />آخرین نگاه / محمد احمدیان<br />پتو ها ماندگارم کرد/ مسعود دهنمکی<br />گفتگو با محمود عبدالحسینی/ این دو عکس را داخل قبرم بگذارید<br />به رسم مالک/ کریم عادل زاده<br />همه هستی ام را در جنگ از دست داده ام/ حسن ابراهیم زاده - محمد رضا امینی<br />به آهنگران بگوید دیگر نخواند/ در رسای شهید شوشتری<br />گفت خدا در متن جبهه هاست/ دانشجوی شهید مهدی باقری لشکر25 کربلا<br />سیگنال های سحر صهیون/ اسماعیل شفیعی سروستانی<br />مستآجران کلبه کابالیسم/ خط مقدم<br />رهبر به جماران رفت/ عباس مصطفوی<br />هیچ سندی برای حدیث شلمچه یافت نشد/ حسن طاهری<br />ایران هراسی ندارد/علیرضا کمیلی<br />اسمش را رقیه گذاشت!/ فاطمه حسنی<br /><br />همچنین دیدبانی/ گزیده ای از کامنت های سایت امتداد/ از میان نامه های شما/ فانوس/ و التماس دعا که در پایان به قلم سردبیر نشریه امتداد رضا مصطفوی نگاشته، چنین آمده " این شماره امتداد را به نام امام حسن عسگری بسته ایم؛... توزیع روی گیشه بسیار ضعیف گزارش شده، خواهشمندیم برای پی گیری دقیق، از گیشه هاسراغ بگیرید، بود و نبودش را با پیامک، تلفن یا از طریق سایت امتداد اطلاع رسانی کنید. شرکت توزیع کننده کیهان است. اگر&nbsp; در شهر شما روی گیشه ای امتداد دیده نشد، با دفتر مرکزی کیهان در شهرتان تماس بگیرید.... مبارزه همچنان باقیست.<br />نشانی های تماس امتداد" 02512921357 سامانه پیامک 30001357&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; www.EMTEDAD.IR&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br /><br />پایان خبر/ دیاررنج<br /><br /><br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مصطفی نمازی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-585.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.965</id>

    <published>2010-03-11T09:38:05Z</published>
    <updated>2010-03-11T09:39:49Z</updated>

    <summary> http://patriot2.blogfa.com/...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         http://patriot2.blogfa.com/
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>وداع ... پاسدار شهید ابوالقاسم کلاگر عضو اطلاعات عملیات لشکر 25 کربلا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/-25-10.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.964</id>

    <published>2010-03-10T22:33:50Z</published>
    <updated>2010-03-10T22:36:01Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="ax-hafte" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>رییس مرکز مصدومان شیمیایی بنیاد شهید و امور ایثارگران:</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-584.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.963</id>

    <published>2010-03-10T22:14:23Z</published>
    <updated>2010-03-10T22:18:28Z</updated>

    <summary><![CDATA[رییس مرکز مصدومان شیمیایی گفت: بهبودی&nbsp; جانبازان و پیشگیری از عوارض ناشی از مصدومیت های شیمیایی از مهم ترین دستاوردهای مرکز مصدومان شیمیایی بنیاد شهید و امور ایثارگران است....]]></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="bisimchi" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="شیمیائی،جانباز،سلاح" label="شیمیائی،جانباز،سلاح" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[رییس مرکز مصدومان شیمیایی گفت: بهبودی&nbsp; جانبازان و پیشگیری از عوارض ناشی 
از مصدومیت های شیمیایی از مهم ترین دستاوردهای مرکز مصدومان شیمیایی بنیاد
 شهید و امور ایثارگران است.]]>
        <![CDATA[بهبودی و پیشگیری عوارض گازهای شیمیایی از دستاوردهای مهم بنیاد شهید است <br /><br />رییس مرکز مصدومان شیمیایی گفت: بهبودی&nbsp; جانبازان و پیشگیری از عوارض ناشی از مصدومیت های شیمیایی از مهم ترین دستاوردهای مرکز مصدومان شیمیایی بنیاد شهید و امور ایثارگران است.<br /><br />به گزارش پایگاه اطلاع رسانی قربانیان سلاح های شیمیایی به نقل از حیات سیدمحمد میر هاشمی با اشاره به این مطلب، افزود: آشنایی و برخورد مناسب با بیماری و مصدومیت های ناشی از گازهای شیمیایی که در دوران هشت سال دفاع مقدس علیه ایرانیان بکار گرفته شد از جمله دلایل تاسیس این مرکز بوده که انتخاب راه صحیح و بهینه و سریع درمان با تجارب با ارزشی این مرکز در طول سالیان دراز محقق شده است.<br />میرهاشمی با اظهار خوشبختی از مورد توجه قرار گرفتن تحقیقات و پژوهش های دانشمندان ایرانی این عرصه در سطح جهانی گفت: متاسفانه کاربرد سلاح های شیمیایی علیه ملت ایران که آثار مخرب بسیاری در روح و جسم آنان به همراه داشت با توان علمی بالای پزشکان و متخصصان و تجارب مرکز مصدومان شیمیایی دستاوردهای علمی ممتاز و بی نظیری به همراه داشته که مورد توجه جوامع علمی جهانی قرار گرفته است.<br />وی با اشاره به برخورد واقع بینانه مرکز مصدومان شیمیایی با این بیماری و مصدومیت تصریح کرد: بسیاری از نتایج تحقیقات و پژوهش های این مرکز در اختیار مراکز علمی جهانی قرار گرفته است و برگزاری اردوهای فرهنگی درمانی در کنار برنامه های پایش سلامت ویژه جانبازان شیمیایی از جمله برنامه های فرهنگی مرکز مصدومان شیمیایی است که با همکاری معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران برای ارتقای سطح روحیه جانبازان انجام می شود.<br />میرهاشمی با اشاره به اهمیت مساله شهید و شهادت در جامعه اسلامی گفت: اهمیت جایگاه بازماندگان شهدا و شانی که باید در جامعه اسلامی داشته باشند یکی از ضروریات تاسیس نهاد مقدس بنیاد شهید و امور ایثارگران است که مسوولان و مردم به دلیل وامداربودن به خانواده های شهدا باید در به نتیجه رساندن اهداف تشکیل این نهاد مقدس به فرمان امام راحل تلاش کنند.<br />وی با اشاره به دستاوردهای بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: ایجاد قوانین گوناگون که دستگاه های مختلف کشور و بنیاد شهید و امور ایثارگرانی برای سهولت ارائه خدمات به ایثارگران از دیگر دستاوردهای تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران است که هنوز نیز برای رسیدن به نقطه مطلوب یعنی مرتفع شدن همه مشکلات مادی و معنوی و ارتقای جایگاه ایثارگران و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت باید تلاش شود.<br />منبع" سایت قربانیان سلاح شیمیائی<br />]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>قربانیان سلاح شیمیائی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-583.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.962</id>

    <published>2010-03-10T22:00:53Z</published>
    <updated>2010-03-10T22:12:33Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="ax-hafte" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>افلاکیان&quot; شما اینجا مهمان یک شهید هستید!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-582.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.961</id>

    <published>2010-03-09T16:53:13Z</published>
    <updated>2010-03-12T07:08:19Z</updated>

    <summary>گروه بسیج تلویزیونی&quot; افلاکیان&quot;روستای سرکلاته خراب شهر از شهرستان کردکوی استان گلستان، مهمان پاسدار شهید ابوالقاسم کلاگر از بچه های اطلاعات شناسائی&quot; لشکر ویژه 25 کربلائیم. شهید ابوالقاسم از مادر به نام&quot;عزت شریعتی&quot;که پس از شهادت فرزندش، بردار بسیجی اش...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="khabare-haftegi" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="شریعتی،کلاگر،سرکلاته،شهیدپرور" label="شریعتی،کلاگر،سرکلاته،شهید پرور" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[گروه بسیج تلویزیونی" افلاکیان"روستای سرکلاته خراب شهر از 
شهرستان کردکوی استان گلستان، مهمان پاسدار شهید ابوالقاسم کلاگر از 
بچه های اطلاعات شناسائی" لشکر ویژه 25 کربلائیم. 
شهید ابوالقاسم از
 مادر به نام"عزت شریعتی"که پس
 از شهادت فرزندش، بردار بسیجی اش مهدی آقای شریعتی"در شلمچه به شهادت رسیده و 
همچنان مفقود الاثر است.جاوید الاثر..! اما بعد بردار دیگرش 
پاسدار شهید علی اکبر شر یعتی"به شهادت می رسد. و یک 
خواهر زاده 18 
ساله بسیجی اش" علی محمد شریعتی" شهید می شود و سپس بردار 
زاده اش" علی رضا
 کلاگر"معلم بسیجی در شلمچه به شهادت میرسد. از این مهربان مادر شهید 
پرور پرسیدم شما پنج شهید داده ای برای هرکدام که شهید شد چه احساسی داشتید؟ چه می توانست بگوید! سکوت! به وسعت آسمان!پرسیدم چند بار مکه رفته ای؟ گفت: پنج بار حج حسینی، گفتم پس کعبه ندیدی، طواف نکردی، گفت: هر تابوت شهیدم کعبه ای بود طواف بود. تقصیر کرده ام هر شب تا بردارم هم بیاید. هنوز مهدی ای من نیامده است!<br />]]>
        <![CDATA[<div align="center">همیشه آرزو داشتم...!<br /></div><div align="center">
&nbsp;اما هرگز نتوانستم...!<br />
حالا اینجا هر چه آرزو دارم می نویسم...!<br /><br /></div>
<br />
گروه بسیج تلویزیونی" افلاکیان"روستای سرکلاته خراب شهر از شهرستان کردکوی 
استان گلستان، مهمان پاسدار شهید ابوالقاسم کلاگر از بچه های اطلاعات 
شناسائی" لشکر ویژه 25 کربلائیم.<br />
<br />
شهید ابوالقاسم از مادر به نام"عزت شریعتی"که پس از شهادت فرزندش، بردار 
بسیجی اش مهدی آقای شریعتی"در شلمچه به شهادت رسیده و همچنان مفقود الاثر 
است.جاوید الاثر..!<br />
<br />
اما بعد بردار دیگرش پاسدار شهید علی اکبر شر یعتی"به شهادت می رسد. و یک 
خواهر زاده 18 ساله بسیجی اش" علی محمد شریعتی" شهید می شود و سپس بردار 
زاده اش" علی رضا کلاگر"معلم بسیجی در شلمچه به شهادت میرسد.<br />
<br />
از این مهربان مادر شهید پرور پرسیدم شما پنج شهید داده ای برای هرکدام که 
شهید شد چه احساسی داشتید؟ چه می توانست بگوید! سکوت! به وسعت آسمان!<br />
<br />
پرسیدم چند بار مکه رفته ای؟ گفت: پنج بار حج حسینی،<br />
<br />
گفتم پس کعبه ندیدی، طواف نکردی،<br />
<br />
گفت: هر تابوت شهیدم کعبه ای بود طواف بود. تقصیر می کنم&nbsp; هر شب تا بردارم 
هم بیاید.<br />
<br />
هنوز مهدی آقای من نیامده است.<br />
<br /><br />
<br /><div align="center">
این برنامه تیتر ندارد...! <i><b><br /></b></i></div><br /><br /><div align="center"><br /></div><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00134.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00134.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00134.php','popup','width=500,height=375,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00134-thumb-450x337.jpg" alt="DSC00134.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="450" height="337" /></a></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><b>می گوید پشت به در داده و منتظر 
خبری از بردار دیگر شهیدش مهدی آقا&nbsp; است که جنازه اش بر نگشته .. هنوز 
منتظر است و به در تکیه کرده و... مهدی آقا هنوز برنگشته...!</b></span><br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00131.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00131.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00131.php','popup','width=450,height=338,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00131-thumb-450x338.jpg" alt="DSC00131.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="450" height="338" /></a></span>اینجا این تالار&nbsp; زادگاه شهید است و هیچ تغییری نکرده است.....! مثال یک قصر زیبا ست..!<br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00170.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00170.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00170.php','popup','width=400,height=361,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00170-thumb-400x361.jpg" alt="DSC00170.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="400" height="361" /></a></span><div align="center">&nbsp;تو فیقی شد که&nbsp; تبرکی ...&nbsp; مهمان&nbsp; شهید بودن حال&nbsp; و حس&nbsp; عجیبی دارد ...!<br /></div><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00188.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00188.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00188.php','popup','width=450,height=338,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00188-thumb-450x338.jpg" alt="DSC00188.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="450" height="338" /></a></span><div align="center">&nbsp;بچه های لی لی .. عمو زنجیر باف بازی میکنند... تا فیلم ما مستند ... چه 
بگویم..؟<br /></div><br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00184-0.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00184-0.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00184-0.php','popup','width=400,height=300,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00184-0-thumb-400x300.jpg" alt="DSC00184-0.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="400" height="300" /></a></span><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC002420200.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC0024202001.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC0024202001.php','popup','width=450,height=312,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC002420200-thumb-400x277.jpg" alt="DSC002420200.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="400" height="277" /></a></span><div align="center">راست" اعزام به جبهه"&nbsp; شهید ابوالقاسم کلاگر&nbsp; و بردار خانمش شهید علیرضا 
کلاگر <br /></div><br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00200.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00200.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00200.php','popup','width=450,height=349,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00200-thumb-400x310.jpg" alt="DSC00200.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="400" height="310" /></a></span><div align="center">وداع خانواده&nbsp; با مهمان دلشان شهید ابوالقاسم کلاگر&nbsp; <br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="a-21.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/a-21.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/a-21.php','popup','width=600,height=434,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20a-21-thumb-500x361.jpg" alt="a-21.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="500" height="361" /></a></span>نجوا "&nbsp; طیبه کلاگر با ابوالقاسم شهیدش...! همرا و همسفرش... همسرش<br /><br /><div align="right"><br />اما امروز که اینجا مهمان شهید بودیم همین دختر بچه که موهایش پریشان است و با بغض می نگرد و نمی داند چه اتفاق مهمی واقع شده گرد ما می چرخید عکس می گرفت و فیلم... چائی می آورد برای خودش خانمی شده بود از همه مهمتر ازدواج هم کرده و خود صاحب فرزندی...&nbsp; چقدر دنیا غریب است..!&nbsp; خودش می گوید: هنوز آن بغض نا نوشته در حنجره اش خفته است و&nbsp; آنجا عاقبت های های گریست..!<br />برای ما تجربه مجدد است برای او هم .. و ما هر روز آن روز های سخت را تجربه میکنیم... سخت دیگر نفسم بالا نمی اید.. نفس مان بالا نمی اید .. روزی هزار بار بغض ...&nbsp; چه روز گار غریبی است.. برای من ... <br />&nbsp;روز گار غریبی است.<br />&nbsp;این غربت دل بی صاحب من ....!&nbsp; یا زهراء<br /><br /></div><br /><br /><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><a rel="lightbox" title="DSC00242.jpg" href="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00242.php" onclick="window.open('http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/DSC00242.php','popup','width=407,height=291,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://www.diareranj.ir/assets_c/2010/03/%20DSC00242-thumb-400x285.jpg" alt="DSC00242.jpg" class="mt-image-center" style="text-align: center; display: block; margin: 0pt auto 20px;" width="400" height="285" /></a></span>گلزار شهدای روستائی سر کلاته خراب شهر <br /><br />گفت و شنودی با همرزم و داماد خانواده شهید<br /><div align="right">&nbsp;<br />احمد کلاگر از بچه های جنگ است. چه سخت توانستیم متقاعدش کنیم جلوی دوربین درنگی کوتاه ...<br />احمد از بچه های با ایمان و با اخلاص متواضع&nbsp; بنیاد شهید گلستان است.&nbsp; رزمنده ای که پنج سال در جبهه ها حضور مستمر داشته&nbsp; دریغ ذره ای از منیت و ... آدم از خودش خجالت میکشد&nbsp; در مقابل چنین انسان هائی...!<br />چه میتوان گفت انسانی مخلص کم توقع ....!<br />&nbsp;چقدر&nbsp; تمنا کردیم تا حاضر شد فقط پنج دقیقه جلوی دوربین حرف بزند از روز های جنگ ...!<br /><br />&nbsp;اما او تنها دو دقیقه حرف زد ... تمام ... <br />آن هم به اصرار همسرش که خواهر زاده شهید است سه شهید ...!<br /><br /><br /><div align="center"><b>کارگردان: حمید درباری<br /></b></div><br /><div align="center"><b>&nbsp;گروه تلویزیونی&nbsp; بسیج "گلستان </b><br /><br />"<b>افلاکیان</b>"<br /><br /><b>نسائی" مشاور و همراه و هماهنگی ... التماس دعا </b><br /><br /></div></div></div><div><br /></div><div><br /></div><div><br /></div><div><br /></div><div><br /></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نجوای آسمانی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-581.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.960</id>

    <published>2010-03-09T15:24:14Z</published>
    <updated>2010-03-09T15:24:50Z</updated>

    <summary> http://rahtoosheh.parsiblog.com/...</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         http://rahtoosheh.parsiblog.com/
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نبودی با ما ببینی چه روزگاری داشتیم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-580.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.959</id>

    <published>2010-03-07T20:05:31Z</published>
    <updated>2010-03-07T20:46:28Z</updated>

    <summary><![CDATA[یک پا ی دلتان را به پای درگاه دل مادران شهید داده&nbsp; بکشید. پای درد دل هاشون! بغض هاشون! غم و فراق و غصه و قصه دلتنگی و فراق و غم و تنهائی یه مادر شهیدداده شاید کم نباشد از...]]></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="khakriz" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="درگاة،مادرشهید،یهقصه" label="درگاة،مادرشهید،یه قصه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        <![CDATA[<p>یک پا ی دلتان را به پای درگاه دل مادران شهید داده&nbsp; بکشید. پای درد دل هاشون! بغض هاشون! غم و فراق و غصه و قصه دلتنگی و فراق و غم و تنهائی یه مادر شهیدداده شاید کم نباشد از هزار روز اشک ریختن... سجاده نشستن...! سنگ قبر به دل کشیدن... خاک به سر پاشیدن...!&nbsp; از ما گفتن بود...! قیامت که به پا شد.... پای دلتان که از پا افتاد...! ما گفتیم...! ما گفته باشیم...!<br /></p> ]]>
        <![CDATA[نبودی با ما ببینی چه روز گاری داشتیم...!<br /><br />وداع ... نجوا ... کاش بجای سر به خاک کشیدن سری به مادران شهید بزنید...<br /><br />پای درد دل هاشون ... بغض هاشون ..دلتنگی&nbsp; و فراق و غم و تنهائی... عجب زمانه ای شده ...!<br /><br />شهدا را ابزار عاشقی دلشان کرده اند&nbsp; روی سنگ قبر شهید نماز می گذارند...<br /><br />سیره شهید را نمی دانند وصیت نامه شهید رانمی خوانند ... !<br /><br />مادر شهیدی می گفت از وقتی بچه ام شهید شده پای درگاه نشسته ام به انتظار ....<br /><br />نه به انتظار خلقی که&nbsp; شهدا را فقط برای نفس خویش می خواهند نه برای خود شهید...<br /><br />کاش بجای .... ای کاش .. که دلم خون است حرفم نمی اید برون ...<br /><br />باشد تا قیامت که همه زیر پای مادران شهید داده خجل اشک بیزیم...!<br /><br />چه بگویم... مگر حرفی هم مونده ... آنقده شهید شهید می کنند...!<br /><br />یادمان باشد که خیلی از شهدا دیده نمی شوند ولی انها هم شهیدند ...<br /><br />یادمان باشد ... مادران شهید داده&nbsp; چه غربتی می کشند...!<br /><br />شهید شهید می کنند و خاک به دامن و سر و چشم&nbsp; خویش می کشند...... باشد تا قیامت ..!<br /><br />مادر شهید" علی محمد شاهرخی" روستای&nbsp; رستمکلاته گرگان... و همکلاسی مدرسه شهید مدرس...! <br /><br /><div align="center">&nbsp;&nbsp; <a href="http://diareranj.blogfa.com/">وبلاگ آخرین دوران رنج</a><br /><br /></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم با مقام معظم رهبری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-579.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.958</id>

    <published>2010-03-05T17:30:11Z</published>
    <updated>2010-03-05T17:45:24Z</updated>

    <summary>حضرت آیت الله خامنه ای دولت جعلی و صهیونیستی اسرائیل را یک غده سرطانی خطرناک دانستند و افزودند: تنها راه دفاع در مقابل این سرطان مهلک و حامیانش، بازگشت به اسلام و محور قرار دادن تعالیم نبی مکرم اسلام است....</summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="bisimchi" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="رهبری،مردم،دیدار،دیاررنج" label="رهبری،مردم،دیدار،دیاررنج" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
        حضرت آیت الله خامنه ای 
دولت جعلی و صهیونیستی اسرائیل را یک غده سرطانی خطرناک دانستند و افزودند:
 تنها راه دفاع در مقابل این سرطان مهلک و حامیانش، بازگشت به اسلام و محور
 قرار دادن تعالیم نبی مکرم اسلام است.
        <![CDATA[حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در خجسته میلاد پیامبر 
«نور و عدالت و رحمت»، خاتم النبیین، حضرت محمد مصطفی (ص) و ولادت صادق آل 
محمد، امام جعفر صادق (ع) در دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم، «باز
 تولید حقایق اسلام و عمل به تعالیم پیامبر خاتم» را نیاز مبرم و اساسی امت
 اسلامی خواندند و اتحاد پیروان مذاهب مختلف اسلام را عامل حل مشکلات و 
پیشرفت و تعالی جهان اسلام برشمردند.<br />حضرت آیت الله خامنه ای در این 
دیدار که سران سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، میهمانان و علمای شرکت 
کننده در کنفرانس وحدت اسلامی و سفیران کشورهای اسلامی نیز در آن حضور 
داشتند با تبریک میلاد تاریخ ساز و پربرکت «خلاصه فضائل الهی، برگزیده 
خوبان هستی، حضرت محمد بن عبدالله (ص)» و ولادت «وصی به حق پیامبر و ناشر 
اسلام ناب محمدی امام جعفر صادق (ع)» افزودند: شرافتهای انسانی و فضیلتهای 
اخلاقی بشریت، مدیون ولادت وجود مقدس و نورانی پیامبر در «ظلمات متراکم جهل
 و تباهی و غفلت» است.<br />ایشان، امت اسلامی را بشدت نیازمند تأمل، تفکر و 
درس آموزی از هدایت نورانی پیامبر ختمی مرتبت دانستند و با اشاره به جمعیت 
عظیم، موقعیت برجسته جغرافیایی، منابع حیاتی و استعدادهای فراوان انسانی 
جهان اسلام، این سؤال اساسی را مطرح کردند که چرا مجموعه عظیمی با این 
خصوصیات، سردرگم و سرگردان است و از مشکلات فراوانی همچون فقر - تبعیض - 
عقب ماندگی علمی و ضعف فرهنگی رنج می برد و در مقابل زورگویان عالم، قادر 
به دفاع از حقوق خود نیست؟<br />رهبر انقلاب اسلامی در اثبات ناتوانی جهان 
اسلام در دفاع از حقوق مسلمانان به عنوان نمونه به مسئله فلسطین اشاره و 
خاطرنشان کردند: غصب سرزمین تاریخی و مقدس فلسطین و ظلم و ستم بی پایان و 
مستمر صهیونیستهای جنایتکار به ملت مظلوم فلسطین، جراحت بزرگی است که پیکره
 امت اسلامی را بشدت رنج می دهد اما جهان اسلام در مجموع به گونه ای عمل می
 کند که انگار مسئله فلسطین به او مربوط نیست.<br />حضرت آیت الله خامنه ای 
دولت جعلی و صهیونیستی اسرائیل را یک غده سرطانی خطرناک دانستند و افزودند:
 تنها راه دفاع در مقابل این سرطان مهلک و حامیانش، بازگشت به اسلام و محور
 قرار دادن تعالیم نبی مکرم اسلام است.<br />ایشان، در تبیین علل ناتوانی 
جهان اسلام در دفاع از حقوق مسلمانان به تلاش بی وقفه امریکا، انگلیس و 
دیگر دشمنان اسلام برای ایجاد اختلاف و تفرقه در امت اسلامی اشاره و تأکید 
کردند: این زورگویان سلطه گر، بخوبی می دانند که اختلاف و دوگانگی، امت 
اسلامی را از مسئله بسیار مهم فلسطین، منحرف و منصرف می کند، به همین علت 
به هر وسیله ممکن، آتش «تفرقۀ قومی، مذهبی و جغرافیایی» را در دلهای شیعه و
 سنی و پیروان دیگر مذاهب اسلامی شعله ور می کنند.<br />رهبر انقلاب اسلامی، 
اتحاد و همدلی را مهمترین نیاز امت بزرگ مسلمان خواندند و با دعوت از 
دولتها، روشنفکران - علما و «فعالان سیاسی - اجتماعی» کشورهای اسلامی برای 
عمل به وظایف وحدت بخش خود افزودند: اگر بیداری اسلامی، گسترده تر و عمیق 
تر شود و دلهای مسلمانان نزدیکتر گردد، راه تعامل و همکاری و پیشرفت 
همگانی، گشوده می شود و بسیاری از مشکلات جهان اسلام از جمله مسئله فلسطین 
حل خواهد شد.<br />حضرت آیت الله خامنه ای، وجوب «دفاع از سرزمین های مورد 
تعرض قرار گرفتۀ اسلامی» را از نکات مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی برشمردند و
 افزودند: با وجود این اتفاق نظر، جهان اسلام متأسفانه تحت تأثیر فریادها و
 توطئه های امریکایی ها و انگلیسی ها برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی و 
دیگر مذاهب اسلامی، قرار دارد.<br />رهبر انقلاب اسلامی، اتحاد مسلمانان و 
دفاع از مسئله فلسطین را از اهداف و اولویتها جمهوری اسلامی برشمردند و با 
یادآوری سخنان و تأکیدات امام خمینی (رض) درباره اتحاد مسلمانان و مسئله 
فلسطین افزودند: نظام اسلامی، همه مسئولان کشور و ملت بزرگ ایران، به این 
مسائل اصولی، به عنوان واجب شرعی می نگرند و حرف و سخنانشان یکی بوده و 
هست.<br />ایشان، بیداری روزافزون امت اسلام و فریاد ملتها در دفاع از فلسطین
 را انعکاس بسیار مطلوب حرف حق جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان اسلام 
دانستند و افزودند: دولتهای اسلامی نیز باید به تأسی از رسول گرامی اسلام، 
وحدت مسلمانان و دفاع از حقوق آنان را بویژه در مقابله با «غدۀ سرطانی 
اسرائیل غاصب و حامیانش» دنبال کنند تا به یاری پروردگار متعال، پیشرفت و 
سعادت دنیوی و اخروی امت اسلامی، امکان پذیر شود.<br />در ابتدای این دیدار 
آقای احمدی نژاد رئیس جمهور با تبریک میلاد «پیامبر عشق و محبت» و «رسول 
علم و حکمت»، گفت: جامعه بشری، امروز بیش از هر زمان دیگر به معارف و مکتب 
پیامبر خاتم (ص) نیاز دارد تا «جهل و سلطه گری»، «نامهربانی و تحقیر» و 
«اختلاف و تبعیض» از بین برود و برپایی عدالت و یکتاپرستی، استعدادهای مردم
 جهان را شکوفا کند.<br />آقای احمدی نژاد با اشاره به پیام های سعادت بخش 
میلاد خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی (ص) افزود: با پیروزی انقلاب عظیم 
اسلامی، ملت مؤمن و سرافراز ایران به پرچم دار حق و عدالت و پاکی تبدیل شده
 است و با وحدت و همدلی این مسیر متعالی را ادامه خواهد داد.<br />در پایان 
این دیدار جمعی از علمای شرکت کننده در کنفرانس اسلامی، در فضایی صمیمانه 
از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی، گفتگو کردند.<br /><br /> ]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>شلمچه بوی چادر خاکی حضرت زهراء معظمه  اطهر می دهد       دیاررنج</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.diareranj.ir/2010/03/post-578.php" />
    <id>tag:www.diareranj.ir,2010://2.957</id>

    <published>2010-03-05T17:01:51Z</published>
    <updated>2010-03-05T17:05:59Z</updated>

    <summary></summary>
    <author>
        <name>دياررنج</name>
        <uri>http://www.diareranj.ir/cgi-bin/mt/mt-cp.cgi?__mode=view&amp;blog_id=2&amp;id=1</uri>
    </author>
    
        <category term="ax-hafte" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="شلمچه،حضرتزهراءمعظمه،راهیاننور،امتداد" label="شلمچه،حضرت زهراء معظمه،راهیان نور،امتداد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.diareranj.ir/">
         
        
    </content>
</entry>

</feed>
