دوشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۹
سردار شهید اسماعیل قهرمانی
جانشين لشكر 27 محمد رسوالله
تاريخ تولد: سوم ادردیبهشت سال 1340
نام پدر: محب علی
تاریخ شهادت: سی و یکم تیر ماه شصت و یک
محل تولد: گنبدكاووس
محل شهادت: پاسگاه زید
مزار شهید: جاویدالاثر
اسماعيل روز 3 ارديبهشت سال 1340 مقارن با عيد سعيد قربان در روستاي «اردهاي»استان گيلان ديده به جهان گشود. از همان كودكي، بچهاي باهوش و زيرك بود. دوره ابتدايي را در دبستان كاووس شهرستان گنبد گذراند. هنگاميكه به مدرسه راهنمايي «آرش» پا نهاد، براي كمك به خرج خانوادهاش بعد از مدرسه و ايام تعطيل به كار ساختماني مشغول شد. اما باز هم نياز مالي خانواده برطرف نميشد، لذا اسماعيل تصميم به مهاجرت گرفت. در تهران علاوه بر كار كردن در كارهاي ساختماني ، شبانه درس خود را ادامه داد تا ديپلم گرفت. در زمان اوجگيري انقلاب شكوهمند اسلامي او در صحنههاي مختلف سياسي، مذهبي و تظاهرات در تهران حضور داشت، پس از آمدن امام به ايران و استقرار ايشان در مدرسه علوي هر روز به ديدار امام ميرفت و از ديدن ايشان لذت ميبرد. او در سال 1359 به عضويت سپاه پاسداران گنبد در آمد. مدتي بعد از آن بار سفر را بست و خود را به سپاه «شاهين شهر» اصفهان منتقل نمود و از آنجا به پاوه رفت و در زمره ياران «حاج همت» قرار گرفت و با ايشان عازم جبهههاي جنوب شد. او در طول اين سالها سه مرتبه مجروح گشت. براي مدتي در پادگان دو كوهه مأمور تشكيل گردان «انصار الرسول» شد. گردان انصار در چند عمليات شركت كرد. پس از آن اسماعيل به همراه تني چند از دوستان براي كمك به مردم بيدفاع لبنان به آن كشور رفت. پس از بازگشت از لبنان حاج همت، اسماعيل را به عنوان جانشين تيپ محمد رسو ل الله (ص) معرفي كرد. مرحله سوم عمليات رمضان به دست گردان انصار بود. اسماعيل مسئوليت محور را بر عهده داشت، او در حاليکه سوار موتور بود در تاريخ 30/4/1361 در سن 21 سالگي در اطراف پاسگاه زيد شربت شيرين شهادت را نوشيد.
پيکر پاک او همانجا ماند تا براي هميشه خون سرخش حافظ مرزهاي ايران اسلامي باشد.
سردار شهید اسماعیل قهرمانی - قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله (ص)
تا رسيدن به جادّه آسفالت اهواز ـ خرمشهر نزديك به 19 كيلومتر را بايد طي مي كرديم. نيروهاي گردان ما نه جيب خشاب داشتند، نه به اندازه كافي قمقمه داشتيم كه به آنها بدهيم. از طرف واحد تداركات تيپ آمدند و همان شب قبل از حركت، كنار رودخانه به هر نفر دو، سه عدد خشاب و چند مشت فشنگ دادند. برادرهاي من به خاطر نداشتن جيب خشاب، ناچار شدند فشنگها و خشابهاي اضافي را توي جيب شلوارشان بگذارند... با يك وضع فقيرانه و مظلومانه اي اين برادرها داشتند، روانه عمليات ميشدند ولي ايمان و اخلاص شان چنان روحيه اي به آنها داده بود كه هيچ كس غصه اي از بابت كم و كسري مهمات و تداركات نداشت.»
سردار شهید اسماعیل قهرمانی - قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله (ص)
بچه ها ! پیروزی در سایه ی این سختی ها به دست می آید . مبادا ناامید شوید . ما انشاءالله حلقه ی محاصره را می شکنیم و پوزه ی عراقی ها را به خاک می مالیم. اگر قرار است شهید شویم آنقدر از آنان می کُشیم تا درس عبرتی برای متجاوزان باشد . می خواهیم کاری کنیم که تاریخ ، جنگ عاشورایی ما را برای نسل های بعدی بازگو کند . آنان باید بدانند که نسل خمینی، نسلی از جنس آذرخش است . صحرای شب گرفته شلمچه نیز گواه این حماسه شما خواهد بود.
اسماعیل وقتی حرفهایش را زد ، سوار بر موتور ، چون شهابی زودگذر در میان گرد و غبار محو شد . رفت و رفت و دیگر کسی او را ندید ...
دیاررنج، فرهنگ، هنر و ادبیات مقاومت
(قرارگاه فرهنگی پاتق شهداء گلستان)
*لشکر خط شکن 25 کربلا*
پایگاه دیاررنج
*لشکر خط شکن 25 کربلا*
پایگاه دیاررنج
© دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI





















