Your IP address=38.107.179.240
عمليات كربلاي5 سرنوشت‌ساز در سال سرنوشت جنگ
عمليات كربلاي 5 مهمترين عمليات رزمندگان سپاه اسلام در طول هشت‌سال دفاع مقدس است، چرا كه سرنوشت جنگ را در سال سرنوشت رقم زد.
این چه موانعی است که نمی گذارد بسوی او بروم + عکس
 انسان برای رسیدن به یک هدف، همیشه از یک وسیله استفاده می کند، شهادت عالی ترین سکوی پرتاب به مقام والای معنوی، بسوی الله می باشد.
روحانیت تنها جرم این شهید بود
شهید شوشتری می گفت: در گیرو دار عملیات سید محمد، جعبه های مهمات را حمل می کرد، جوری که هیچ کس جرات سربلند کردن را نداشت، با قامت بلندش می دوید
شام غریبان عملیات کربلای چهار
روز موعود فرا رسید، سوم دی سال شصت پنج، عصر روز عملیات «کربلای چهار» گردان یا رسول(ص) را به خط کرد، رفتیم توی کانال، نماز مغرب و عشاء را توی همان کانل در حوالی شلمچه خواندیم.
گلوله ای که سهم پیشانی علی اصغر شد
اصغرنبی پور گفت: سعید، امروز روز عاشوراست. امروز روزی است که امام حسین(ع) در صحرای کربلا تشنه شهید شد. تو چطور می خوای آب میوه سرد بخوری!؟
لبخند تلخ/ ماهی کوچلو در اردوگاه تکریت
سفرهای عیدشان، توی تنگ ماهی هاشان، همان نامردهای که از ترس مرگ کنج چادر زنانه پنهان شده بودند...
لبخند خاکی/ عجب سعادتي بود
تو گودال گیر افتاده بودیم و دشمن پی‌درپی آتش می‌ریخت. دل رو زدیم به آتش و از دهانة گودال بیرون آمدیم.
قوم صالح در جبهه های جنگ
طرف بسم الله بسم الله کنان، دور و برش را پف می کرد، سهم دوغش را می گرفت و دوغ را بو می کشید و زبان میزد و می خندید و می رفت...
شهرداری که با کله شیرجه رفت توی دیگ دوغ
شهردار بخت برگشته پشت خاکریز، با پای برهنه، با چفیه ائی بر شانه، شلوار گشاد کردی، عرق چکان، با یک پارچ و لیوان، کنار دیگ دوغ، با ژستی بخور و نمیر، پارچ و کله اش را تا نصفه و نیمه فرو می کرد توی دیگ دوغ
نام فرستنده:

ایمیل فرستنده:

نام گیرنده:

ایمیل گیرنده:

پیغام:

test

راه بهشت را می دانست. در آخرین لحظات گفت" از پاهایم یک فریم بر دارید. جاذبه خاک را می دانست. به آنچه می نوشت و می ساخت و می گفت" از حقیقت وجودی اش بر می آمد.

 وقتی برای اولین بار به مهمانی ولایتش رفت" به بچه های گروه روایت فتح گفت: هیچ کس نباید بگوید کی چه می کند.حضرت آقا می گوید: نمی دانستم نام گوینده متن روایت فتح کیست، اما چنان به دلم نشسته بود که همانجا گفتم: این آدم راه اسمان ها را می داند. جاذبه خاک را حس می کند. و در دلم نشست سید مرتضی شهید... چه نامی بزرگ ... برازنده اوست ....

آری هر کس می خواهد فیلم جنگ بسازد. مستند دفاع مقدس را کار کند، برای جنگ بنویسد، باید هزار بار با  جان و دل و روح خود پای کلام دلنشین آقا سید مرتضی بنشیند و راه بهشت را پیدا کند.
باید هر کلام سید مرتضی شهید را هزار بار به دل و جان گوش کند و با همه وجودش.....
هر صبح و عصر باید زانو بزند... زل بزند به آقا سید مرتضی وقت خواب به او بنگرد.
با او حرف بزند و صبح که بر می خیزد. سلام ش کند.
باید پای دل او افتاد و زار زد ناله کرد اشک ریخت.
باید مرتضی تو را بشناسد....
باید تو او را بشناسی...
آری باید پا به پای سید شهید گام برداری و در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنی تا حسینی شوی...
باید همیشه و همه جا دلت با او باشد تا در آخرین مستند خود، فیلم بردار از پوتین های که بر خاک می گذاری یک فریم بگیرد....
 باید اهل دل باشی و آقا سید مرتضی در عمق دلت باشد. تا در آخرین کلمه ای که درین جهان برای جنگ و جهاد می نویسی از نوک قلمت فیلم بر دارد.
باید راه بهشت را از سید شهیدان اهل قلم، آقا سید مرتضی شهید پرسید...
سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی راه بهشت را می دانست.
فقط تو باید جان و دل بسپاری به سید مرتضی شهید تا عاقبت شهید بشوی.....
وای به حالت اگر غیر ازین باشد!!!!!
بدا به حالت ....!
وگرنه وای به حالت که اگر محمل بافی چون مخملباف بشوی....
چون..... بشوی... چون ... بشوی .... بدا به حالت..... چه  خوفناک و هول آورست...!
چقدر ذلیل و بیچاره و ناتوانی... اگر برای نفست قلم بزنی، فیلم بسازی....، عکس شهید را توی وبلاگت بگذاری،.. از نام شهید خودت را بالا بکشی... شهداء از همان بالا با سرت پرت ت می کنند وسط ذلا لت و خفت و ... بدا به حالت .. !
وای به حالت... خدا .. شهدا .. و سید مرتضی ... پدرت را در می آورند...!
شهداء چنان هل بدهند تو را در قهر جهنم ...!
خدا چنان غضبی بر تو کند... بیچاره و ذلیل .. وای به حالت ... بدا به حالت اگر  این چنین شود!!!!!!!!!!
 و راه جهنم را پیش بگیری........ بدا به حالت.....!
 پس بر شک و تعلق و ترید غلبه کن با شهید مرتضی باش، با شهدا باش، با ولایت باش، وضو داشته باش  شهداء خودشان کفن تو  را می بافند ... حصیر هم برایت می بافند... و تو را همراه خویش ....
مرتضی که باشد شهداء که باشند دل به ولایت که داشته باشی راه بهشت را از چه می خواهی ...
وقتی شهداء می گویند چشمانت را ببند..... و ناگهان بهشت... تمام
حالا پایان جهان خویش را جشن بگیر ... اینجا بهشت است ... در حریم یار

دیاررنج
التماس دعا

دیاررنج مکتب رنج و صبوری و رهائی...
و شهادت پاداش رنج است.
 همراز پروانه ها باشید

فرمانده‌ای که دانش آموز ممتاز فیزیک بود
میرهادی دانش آموز ممتاز و بسیار موفقی بود. مدیر مدرسه خواسته بود که عکس میرهادی را به عنوان دانش آموز نمونه در روزنامه چاپ کند اما میرهادی قبول نکرد. میرهادی در رشته ریاضی فیزیک ممتاز بود.
امروز همان یزید و همان حسین در مقابل چشم شماست
در تاریخ بشریت گه گاه حوادثی روی می دهد که به خاطر درخشش فضیلتها و خصلتهای انسانی که همراه دارند،می توان تاریخ را به ما قبل و ما بعد آن تقسیم کرد.
شمع بيت‌المال را خاموش كن
اين بيت از مرحوم «محمدرضا آغاسي» شايد آشناترين سخن اين شاعر جانسوخته در ذهن و گوش ماست كه مي‌گفت: جان مولا حرف حق را گوش كن/شمع بيت‌المال را خاموش كن
يا حسين ما هجرت كرديم، آمديم تا با جانمان با مالمان در راه تو جهاد كنيم.
يا حسين  اين عزيزان تو امروز روانه ي كربلاي ايران مي شوند. مي روند در صحرا ي نينوا خيمه هاي خود را بزنند. « گریه و ناله ها همچنان ادامه دارد»

© دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI