سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
متن کامل سخنراني سردار شهید صادق مكتبي فرمانده گردان حمزه سيداشهدا، مورخ بیست و دوم اسفند ماه سال شصت و چهار، ساعتی قبل از عملیات والفجر ده / حسینه فاو «یک هفته قبل از شهادت»
«خوش آمد گوئی رزمندگان، هنگام ورود سردار شهید صادق مکتبی درجمع نیروهای تحت امر خود، گردان حمزه به حسینیه فاو با فریاد یا حسین کربلا سلام بر فرمانده دلاور »
سلام عليكم،جميعاً و رحمة الله و برکاته
بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذ به الله شيطان الرجيم
« اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَيْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِکُمْ اَلسَّلامُ علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یابن الرسوالله اسلام علیک یا حسین مظلوم... گریه و یا حسین مظولم و ناله مناجاتی رزمندگان در حسینه طنین انداز میشود رزمندگان
يا حسين اين عزيزان تو امروز روانه ي كربلاي ايران مي شوند. مي روند در صحرا ي نينوا خيمه هاي خود را بزنند. « گریه و ناله ها همچنان ادامه دارد»
يا حسين خودمان را آماده نبرد مي كنيم. تا در روز عاشورا درمقابل يزيدیان بايستيم يا حسين عاشقان تو روانه ي مزار ايران تو هستند.
يا حسين عاشقان تو روانه آن كربلايي هستند كه بعثيون كافر بر اون گنبد تو براون درمزار شش گوشه تو قفل زدند كه تا عاشقان تو نتوانند برمزار تو بيايند و عقده دلشان را خالي كنند.
يا حسين اگرما درروزعاشورای تو نبوديم تا جانمان را فدا كنيم. اگر نبوديم جواب «هل من ناصراًینصرنی»تو را بدهيم. امروز با اين لباس بسيجي و با اين لباس سپاهي آماده شديم تا درمقابل دشمنان، به گفته ي قرآن كريم" «وقاتلوهم حتی لا تکون الفتنه!» بايسيم و جوابشان را بدهيم. ما به دستور قرآن "« واعداو لهم ما ستطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم ...» خودمان را آماده كرديم تا در مقابل دشمنان تو بايسيم.
يا حسين ما هجرت كرديم. آمديم تا با جانمان با مالمان در راه تو جهاد كنيم.
ياحسين اگرنبوديم، درآن روزكه بربدن طفل سه ساله تو تازيانه زدند.یا حسین اگر نبودیم آن روز که رقیه و سکینه تو را روی خار مقیلان کشیدن، امروز با یک دست مان قران و با دست دیگر اسلحه می گیریم. وچنان بردشمنان مي تازيم كه به آنها درسي بدهيم که ما پیرو حسینی هستیم که فرمود"« ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوفُ خُزینی ...»"« گریه های مکرر رزمندگان »
امام حسين درروزعاشورا فرمود: اگربا كشته شدن من دین اسلام زنده مي ماند، دين جدم " حضرت محمدبن عبد الله"(صلوات رسای رزمندگان ) زنده مي ماند اي شمشيرها برانید در بدن من،
« امروز فرياد اين بسيجي، فرياد اين سپاهي، همینه، اگر با کشته شدن ما، دین اسلام زنده می ماند، اي بمب هاي شيميايي، اي موشك هاي دوازده متری و نهَ متری، ای موشک های اف یازده که هشتصد کیلومتر بُرد دارید، ببارید بر سر ما که ما آماده شهادت هستیم. ما آماده هستیم تا جان مان را فدای دین مقدس اسلام کنیم.»
«تكبيررزمندگان" الله اكبر،الله اکبر، الله اکبر، خميني رهبر، مرگ برضد ولايت فقيه، درورد بر رزمندگان اسلام،سلام بر شهیدان ، مرگ بر امریکا، مرگ بر صدام یزید کافر، مرگ بر اسرائیل »
امروز ما خودمان را روانه ي جنگی مي كنيم. خودمان را تجهیز مي كنيم. تا درمقابل آن دشمناني كه آن روزمي گفتند عده ای هستند درمقابل حسين ايستادند وتعدادشان زياد بود ولي حسين با اون يارو ياور كمي كه داشت درمقابل شان ايستاد وتا جانشان را تا اون تمام كسانيکه همراهش بود داد و حتی خواهرش و ديگر بچه هايش را به اسارت بردند. امروز ما آمديم خودمان را در مقابل آنها قرار بدیم. امروز آمدیم به اونا بگيم ما پيرو همان حسين هستيم.
امروزبراي ما مسئله جا افتاده كه هيچ موقع دوران تكرار نمي شه ولي نفس دوران تكرار مي شه، اگر الان دوران، دوران امام حسين و يزيد نيست. ولي نفسش تكرار شد. همان يزيد در مقابل همين امام حسين، قرار گرفته، حسين زمان، امام عزيز ما، يزيد آن زمان كه حالا هست صدام لعنتي كه در مقابل ما قرار گرفته كه بر مملكت اسلامي ما تجاوز كرد. و بيش از دوازده شهر و بیست و دو روستا الی بیشتر همه را آواره و ویران کرد. اون روز صدام آمد روی پشت بام شهر سوسنگرد به سوالات خبرنگاران پاسخ داد و گفت چند سوال و در شهر اهواز جواب ميدم.چه شد امروز رزمندگان ما در فاصله ي شانزده الي هفده كيلومتري از شهر سليمانيه عراق و جلوتر ازشهر فاو هستند. همین قدرت شما رزمندگان بود كه هجرت كرديد با جان تان با مال تان دست ازتمام خانواده تان كشيديد و امروز آمده اید تا جان تان را فدا كنيد. امروز وظیفه ما که این لباس مقدس را پوشیدم که میخوایم وارد صحنه نبرد بشیم خیلی سنگینه، امروز همان دشمنان درمقابل ما قرار گرفتن، امروز پشت کردن به اون دشمنان پشت کردن به امام حسین است. همان زمان کسانی بودن که در شب عاشورا امام حسین چراغ خیمه را خاموش کرد و گفت هر كس مي خواد شهيد بشه وارد ميدان بشه ودیدیم عده اي پشت اما حسين را خالي کردن، هستند همان مردم كوفه كه پشت به امام حسين كردند و ما که فرياد مي زديم. ما که اهل كوفه نيستيم. امروز امام حسين در ميدان نبرده، صحنه ي كربلا اونجاست و يزيد درمقابلش قرارگرفته هركي مي خواد از امام حسين دفاع كنه، هر كي مي خواد از اسلام دفاع كنه، امروزبا ما روانه همان كربلا ي حسين مي شه، هيچ زور و اجبار هیچ نيست. هر كي مي تونه وارد اون صحنه يي بشه كه زير آتيش شديد دشمن قرار بگيره .
بسم الله...
« هر كسي نمی تونه، هر ناراحتي داره، يا علي، ساكش ور داره بره طرف خونش، بدانه امروز روز تاسو عا و امشب شب عاشوراست. همان واقعه همان زمان داره تكرار مي شود، همان واقعه و همان ها قرار گرفتن و امروز امام حسين و امروز رهبر ما و امروز فرمانده لشگر ما در خط مقدم فرياد میزنه كيست بیاد خط توی مقدم با دشمن رو برو بشه!؟»
«امروزه كه ما فریاد بزنیم ما هستيم، فرياد ما رو بلند كنيم ما جوانها، ما كساني كه پيرو حسين، مي گفتيم ما پیرو حسین هستیم. امروز آماده هستیم و تا جان مان را فداي اسلام کنیم. جان ما که ارزشي نداره»
ای خدا کاش به ما چندین جان میدادی و هر بار که کشته میشدیم باز دو باره زنده
می شدیم باز جان فدای تو میکردیم.حال که یک جان بیشتر نداریم فدای اسلام تو می کنیم اگر خدا خودش قبول کنه " آمین
امروز شما هجرت کردید. خود قرآن می گیه "یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر. لکم ان کنتم تعلمون. ... خود خدا میگه کیه که بخواد تجارت بکنه تجارتی سودمند به او بدیم؟ که از عذاب درد ناک قیامت در نجات باشه کیه ؟ میگه " تومنون بالله و رسوله" میگه کسانی می توانند باشند که ایمان به خدا و رسول خدا داشته باشند. شما هستید. شما فریاد زدید ما مسلمانیم. شما گفتید استقلال آزادی جمهوری اسلامی، و شما آمديد ثابت كنيد به خدا که من ايمان آوردم به رسول خدا و تو، امروز آمدم، تجاهدون في سبيل الله" آمدم در راه تو جهاد كنم.
و جاهدوا با اموالكم و انفسكم فی سبیل الله ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون (با مالم و جانم و خدا میگه شما با جان تان و با مالتان در راه خدا جهاد کردید در های بهشت به روی شما باز میشه ، و با درختانی که نهرها در کنارشان جاری میشه شامل حال بهشتیان میشه ،همین شمائی که نگهبانان اسلام هستید
امروز برادرا ما خودمان را آماده مي كنيم. چند بار گفتم آماده باشيد. و امروز اعلام آمادگي كنيد. در صحنه ي نبرد در مقابل دشمنان بايستيم. میرویم تا اون عزيزاني كه از سال پنجاه ونه در دست رژيم بعثی اسير هستند آزاد كنيم. اسيران ما يكي از اون اسيراني كه آزاد شده مي گفت: هر موقعي كه ايراني ها حمله مي كنند به خط دشمن همین رزمنده هاي اسلام حمله مي كنند مي گفت: اسرا همديگر را نگاه مي كنند و مي خندند و مي گن این بار دیگه آزادي ما نزديكه! ببينيد چقدر این ها منتظر ما هستند وكيه كه باید اينها رو نجات بده از دست این بعثیون؟ از دست كساني كه شب و روز بر بدن آنها كابل برق مي زنند؟ اين شما هستيد. اين بار صحنه خالي كردن ميدان نبرد، پشت كردن به امام حسين، به اسلام، خيانت به اسلام است. هيچ فرقي نداره، گفتيم نفس دوران تكرار شد و همون امام حسين و همون يزيد! امروز فرياد" هل من ناصراُینصرنی بلنده ما آمدیم در جوابشان لبيك بگيم. لبيك گفتن باید جان مان را بدیم.ميريم در صحنه ي نبرد. هر چه خدا بخواهد. الهي راضي به رضای تو هستيم. به رضايت خداوندمنان، هرچي كه خدا بخواد،"انشاءالله"برادران عزيز آماده باشن به همين زودي حالا چند ساعته دیگه چند دقیقه دیگه "انشاءالله" ميریم به منطقه جديد و"انشاالله"آنجا تا بتوانيم اون چيزايي كه لازمه به برادرا دراون منطقه بگيم و "انشاالله"به اميدخدا برادرا آنجا توجيح بشن، وارد منطقه مي شیم"وانشاءالله" تابزنيم به دل دشمن،اون عمليات والفجر 10 كه سرنوشت سازه رو به اميد خدا، "انشاءالله"بتوانيم انجام دهيم. وبه خانواده شهدا و امام عزیز پیروزی را هدیه کنیم .
«تکبیر رزمندگان " الله اكبر، خميني رهبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه، درود بر رزمندگان اسلام، سلام بر شهیدان، مرگ بر منافقین صدام، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»
اما رفتن به اون منطقه يك سري مسائلي داره كه جلوتر از اون بايدبه برادرا بگيم. در طولي مسيري كه از اينجا حركت مي كنيم. يعني از اين هفت تپه حركت مي كنيم براي اون منطقه، برادرا ئی كه سوار ماشين مي شوند. با هيچ احدي در طول مسير نبايد تماس بگيرن! هيچ نبايد درطول مسير پياده بشن! ماشينا مسئول داره وبايد اون حفاظتي كه برادرا میگم بشه، تابتونيم رعايت كنيم.
یک سری ستون پنجم دشمن نشستن در خيابانها، پشت همين كوه تا ببینند این ماشينا به كدوم طرف مي ره، مي خوان به دشمن اطلاعات بدن، میگن به دشمن که لشکر 25کربلا داره میره به طرف خط برادرا مراقب باشند . دشمن منتظر خواهد بود که ما از کجا عمل کنیم .
الان دشمن آن قدر روحيه اش ضعيفه ،با اون باتكي كه كرده بود، اون باتك شديدي كه كرد چقدر تلفات داد و عقب نشيني كرد. ولي ان شاءالله ما ميریم. رفتن به خط پدافندی حلال و جواب دادن به یک پاتک شدید برابر با يك عمليات بزرگ،
يعني صدام چند روز پيش اعلام كرد اگر تمام ارتشم از بين بره من بايد اين شهر فاو رو بگيرم. ما مي ريم، اونجا می ایستیم مي گيم خوب حالا مردي بيا جلو؟با اون اراده خدائی مان، با اون شهادت طلبی، که در روحیه ها هست، با اون آرپيچي ها مون، با اون تيربار ما، می ايستيم و مي گيم ما آماده هستيم و سينه به سينه با دشمن "انشاءالله" به اميد خدا مي جنگيم و بهشان ثابت مي كنيم ما پیرو همون حسين هستيم، چندين تير بر بدنش اصابت كرد و در ميدان نبرد ايستاد علي اکبرش داد جلو علي اصغرش برد، قاسمش رو برد، عون و برد، جعفرش و برد، عباس و برد، امروز مائی که میایم تو منطقه تا آخرين نفس باید بايستيم، اونجا خون دادن شهيدان ما، اونجا عزيزان ما تو همين گردان خونشان را ريختند و اونجا رو گرفتند. وجب به وجب خاك اين خوزستان و كردستان با خون شهدا گرفته شده، كسي مي ره اونجا هوس برگشتن نبايد بكنه، باید برویم تا بسوي كربلا، تا بتونیم شب عيد، يك عيدي بزرگي به خانواده هاي شهداء اول امام وبعد خانواده هاي معظم شهداء و اسيران و اون مجروحاني كه در بيمارستان هاي كشور هاي خارج واقعا غريبانه دارن جان مي دهند و زجر مي كشن، درد می کشن اونا بتوانيم يك عيدي، یه خوشحالي برايشان ببريم. مي رويم عین همون عمليات والفجر هشت با باري خدا و با قدرت خدا با اون دست الهی خودش وکه بر سرما مي كشه، با اون سايه بانی که رو سرما قرار ميده، محافظ تيرها قرار مي ده، اون سپري كه جلوي ما قرار مي ده تا تير ها به ما نخوره، وبتونيم بيشتر مقاومت كنيم، انشاءالله " مي ريم تا با پيروزي كامل عين همون والفجر 8 مي ريم مي زنيم و سالم به اميد خدا بر مي گرديم. انشالله برادران عزیز ديگه ما از اين بيشتر سفارش نمي كنيم. اون كسي كه مي تونه در مقابل تير و تفنگ و اون دشمن با اون آتيش شديدي كه مي ياد مي تونه مقاومت كند تو اين صف بايسته، هر كي نمي تونه مريضه، گرفتاري داره، رودربايستي نكنه، پنجاه نفر اگه برن تو منطقه برابر با یک گردان، پنجاه نفر برن ، ده نفر برن خوب شو و برن، هر کی می تونه، بسم الله «هرکه داره هوس کرببلا بسم الله» اینجا سفر دل هست ، يعني هر چي خدا بخواد، ميره تا تكليفمان را انجام بديم. اون تكليفی که به ما وا گذاشته شده ، میریم یا تمام مان شهيد میشیم. نتونستيم اون ماموريت را انجام بديم. ولي چي؟ تكليف الهي مان را انجام داديم.
هر كي مي تونه مي ياد. سوار ماشين مي شه وبسم الله، حركت مي كنيم. هر كس هم نمي تونه تو اين چادرا مي مونه، تا بعد تكليفش روشن شه، بسم الله" برادران عزيز، تو مسير گفتيم با كسي نمي كنه، تماس نمي گيرند، وسيله ي شخصي شان همه بايد اينجا تحويل بدن.
هر نيرويي دو تا پتو بر ميداره.مي ياد تو منطقه، چون الان تو منطقه حالا اگه سرد سير بردن ما را، كه اگه بخوان تو منطقه كردستان بخوان جايي ببر بخواد بريم، بعدا خوب پتويمان را مي بريم، ولي خوب، الان هر نيرويي دو تا پتو با خودش بر مي داره، كليه تجهيزات مي مونه، برادرا بمب شيميايي ديگه عين خمپاره 60 میاد، پشت سر هم مي یاد. ماسكتان بايد دنبالتان باشد. بادگيراتان برادرا، همه ديگه، برادری بگه من ماسكم مي اندازم يا با دگيرم مي افته و این حرفا نداریم، پول رفته رو این ماسکا، ازین بیت المال حفاظت بکنیم. خون دادیم. تا این ماسکارو خریدیم بیخودی به ما ندادن، پول هم دادیم منت هم کشیدیم. با چه التماسی این ماسک هارو تهیه کردیم یعنی خریدیم. یا بادگیرش را هم همینطوره ، همه جوره دنیای استکبار با ما سر جنگ داره ، اینه که برادرا ازین اموال بیت المال حفاظت بکنند . چون ما شیعه علی هستیم. چقدر مولای ما علی در باره بیت المال سفارش میکنه، اینه که برادران عزیز خودش و نو تجهیزات شو نو، سلاح ها شو نو آماده بکنند. الان دیگه وقت اذان نمازشان رو بخونند یه حالی روضه آقا مون امام حسین و دل ها رو روانه کربلا کنیم. آماده عملیات ، برادرا شام شونو بخورند. و منتظر باشند تا بریم برای عملیات ، بعد ماشین های کمپرسی میان ، مراقب باشین، چراغ و پتو و تجهیزات ، گروه سابقون و گروه چمران و همه و همه آماده باشند. برادرا همه همدیگر رو حلال کنید. هرچه بوده همین جا بزارید و سبک بار بریم به امید خدا به تکلیف مان عمل کنیم. وداع کنید که وقتی برگردید شاید من نباشم شاید خیلی های دیگه بر نگردن، الان این جسم حاکیه بعد دیگه هیچی معلوم نیست همه با هم روبوسی کنید. هم رو حلال کنید من حقیر رو هم حلال کنید میریم که انشالله دل امام را شاد کنیم. یاعلی
نگارش" غلامعلی نسائی
«خوش آمد گوئی رزمندگان، هنگام ورود سردار شهید صادق مکتبی درجمع نیروهای تحت امر خود، گردان حمزه به حسینیه فاو با فریاد یا حسین کربلا سلام بر فرمانده دلاور »
سلام عليكم،جميعاً و رحمة الله و برکاته
بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذ به الله شيطان الرجيم
« اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَيْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِکُمْ اَلسَّلامُ علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یابن الرسوالله اسلام علیک یا حسین مظلوم... گریه و یا حسین مظولم و ناله مناجاتی رزمندگان در حسینه طنین انداز میشود رزمندگان
يا حسين اين عزيزان تو امروز روانه ي كربلاي ايران مي شوند. مي روند در صحرا ي نينوا خيمه هاي خود را بزنند. « گریه و ناله ها همچنان ادامه دارد»
يا حسين خودمان را آماده نبرد مي كنيم. تا در روز عاشورا درمقابل يزيدیان بايستيم يا حسين عاشقان تو روانه ي مزار ايران تو هستند.
يا حسين عاشقان تو روانه آن كربلايي هستند كه بعثيون كافر بر اون گنبد تو براون درمزار شش گوشه تو قفل زدند كه تا عاشقان تو نتوانند برمزار تو بيايند و عقده دلشان را خالي كنند.
يا حسين اگرما درروزعاشورای تو نبوديم تا جانمان را فدا كنيم. اگر نبوديم جواب «هل من ناصراًینصرنی»تو را بدهيم. امروز با اين لباس بسيجي و با اين لباس سپاهي آماده شديم تا درمقابل دشمنان، به گفته ي قرآن كريم" «وقاتلوهم حتی لا تکون الفتنه!» بايسيم و جوابشان را بدهيم. ما به دستور قرآن "« واعداو لهم ما ستطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم ...» خودمان را آماده كرديم تا در مقابل دشمنان تو بايسيم.
يا حسين ما هجرت كرديم. آمديم تا با جانمان با مالمان در راه تو جهاد كنيم.
ياحسين اگرنبوديم، درآن روزكه بربدن طفل سه ساله تو تازيانه زدند.یا حسین اگر نبودیم آن روز که رقیه و سکینه تو را روی خار مقیلان کشیدن، امروز با یک دست مان قران و با دست دیگر اسلحه می گیریم. وچنان بردشمنان مي تازيم كه به آنها درسي بدهيم که ما پیرو حسینی هستیم که فرمود"« ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوفُ خُزینی ...»"« گریه های مکرر رزمندگان »
امام حسين درروزعاشورا فرمود: اگربا كشته شدن من دین اسلام زنده مي ماند، دين جدم " حضرت محمدبن عبد الله"(صلوات رسای رزمندگان ) زنده مي ماند اي شمشيرها برانید در بدن من،
« امروز فرياد اين بسيجي، فرياد اين سپاهي، همینه، اگر با کشته شدن ما، دین اسلام زنده می ماند، اي بمب هاي شيميايي، اي موشك هاي دوازده متری و نهَ متری، ای موشک های اف یازده که هشتصد کیلومتر بُرد دارید، ببارید بر سر ما که ما آماده شهادت هستیم. ما آماده هستیم تا جان مان را فدای دین مقدس اسلام کنیم.»
«تكبيررزمندگان" الله اكبر،الله اکبر، الله اکبر، خميني رهبر، مرگ برضد ولايت فقيه، درورد بر رزمندگان اسلام،سلام بر شهیدان ، مرگ بر امریکا، مرگ بر صدام یزید کافر، مرگ بر اسرائیل »
امروز ما خودمان را روانه ي جنگی مي كنيم. خودمان را تجهیز مي كنيم. تا درمقابل آن دشمناني كه آن روزمي گفتند عده ای هستند درمقابل حسين ايستادند وتعدادشان زياد بود ولي حسين با اون يارو ياور كمي كه داشت درمقابل شان ايستاد وتا جانشان را تا اون تمام كسانيکه همراهش بود داد و حتی خواهرش و ديگر بچه هايش را به اسارت بردند. امروز ما آمديم خودمان را در مقابل آنها قرار بدیم. امروز آمدیم به اونا بگيم ما پيرو همان حسين هستيم.
امروزبراي ما مسئله جا افتاده كه هيچ موقع دوران تكرار نمي شه ولي نفس دوران تكرار مي شه، اگر الان دوران، دوران امام حسين و يزيد نيست. ولي نفسش تكرار شد. همان يزيد در مقابل همين امام حسين، قرار گرفته، حسين زمان، امام عزيز ما، يزيد آن زمان كه حالا هست صدام لعنتي كه در مقابل ما قرار گرفته كه بر مملكت اسلامي ما تجاوز كرد. و بيش از دوازده شهر و بیست و دو روستا الی بیشتر همه را آواره و ویران کرد. اون روز صدام آمد روی پشت بام شهر سوسنگرد به سوالات خبرنگاران پاسخ داد و گفت چند سوال و در شهر اهواز جواب ميدم.چه شد امروز رزمندگان ما در فاصله ي شانزده الي هفده كيلومتري از شهر سليمانيه عراق و جلوتر ازشهر فاو هستند. همین قدرت شما رزمندگان بود كه هجرت كرديد با جان تان با مال تان دست ازتمام خانواده تان كشيديد و امروز آمده اید تا جان تان را فدا كنيد. امروز وظیفه ما که این لباس مقدس را پوشیدم که میخوایم وارد صحنه نبرد بشیم خیلی سنگینه، امروز همان دشمنان درمقابل ما قرار گرفتن، امروز پشت کردن به اون دشمنان پشت کردن به امام حسین است. همان زمان کسانی بودن که در شب عاشورا امام حسین چراغ خیمه را خاموش کرد و گفت هر كس مي خواد شهيد بشه وارد ميدان بشه ودیدیم عده اي پشت اما حسين را خالي کردن، هستند همان مردم كوفه كه پشت به امام حسين كردند و ما که فرياد مي زديم. ما که اهل كوفه نيستيم. امروز امام حسين در ميدان نبرده، صحنه ي كربلا اونجاست و يزيد درمقابلش قرارگرفته هركي مي خواد از امام حسين دفاع كنه، هر كي مي خواد از اسلام دفاع كنه، امروزبا ما روانه همان كربلا ي حسين مي شه، هيچ زور و اجبار هیچ نيست. هر كي مي تونه وارد اون صحنه يي بشه كه زير آتيش شديد دشمن قرار بگيره .
بسم الله...
« هر كسي نمی تونه، هر ناراحتي داره، يا علي، ساكش ور داره بره طرف خونش، بدانه امروز روز تاسو عا و امشب شب عاشوراست. همان واقعه همان زمان داره تكرار مي شود، همان واقعه و همان ها قرار گرفتن و امروز امام حسين و امروز رهبر ما و امروز فرمانده لشگر ما در خط مقدم فرياد میزنه كيست بیاد خط توی مقدم با دشمن رو برو بشه!؟»
«امروزه كه ما فریاد بزنیم ما هستيم، فرياد ما رو بلند كنيم ما جوانها، ما كساني كه پيرو حسين، مي گفتيم ما پیرو حسین هستیم. امروز آماده هستیم و تا جان مان را فداي اسلام کنیم. جان ما که ارزشي نداره»
ای خدا کاش به ما چندین جان میدادی و هر بار که کشته میشدیم باز دو باره زنده
می شدیم باز جان فدای تو میکردیم.حال که یک جان بیشتر نداریم فدای اسلام تو می کنیم اگر خدا خودش قبول کنه " آمین
امروز شما هجرت کردید. خود قرآن می گیه "یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم. تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر. لکم ان کنتم تعلمون. ... خود خدا میگه کیه که بخواد تجارت بکنه تجارتی سودمند به او بدیم؟ که از عذاب درد ناک قیامت در نجات باشه کیه ؟ میگه " تومنون بالله و رسوله" میگه کسانی می توانند باشند که ایمان به خدا و رسول خدا داشته باشند. شما هستید. شما فریاد زدید ما مسلمانیم. شما گفتید استقلال آزادی جمهوری اسلامی، و شما آمديد ثابت كنيد به خدا که من ايمان آوردم به رسول خدا و تو، امروز آمدم، تجاهدون في سبيل الله" آمدم در راه تو جهاد كنم.
و جاهدوا با اموالكم و انفسكم فی سبیل الله ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون (با مالم و جانم و خدا میگه شما با جان تان و با مالتان در راه خدا جهاد کردید در های بهشت به روی شما باز میشه ، و با درختانی که نهرها در کنارشان جاری میشه شامل حال بهشتیان میشه ،همین شمائی که نگهبانان اسلام هستید
امروز برادرا ما خودمان را آماده مي كنيم. چند بار گفتم آماده باشيد. و امروز اعلام آمادگي كنيد. در صحنه ي نبرد در مقابل دشمنان بايستيم. میرویم تا اون عزيزاني كه از سال پنجاه ونه در دست رژيم بعثی اسير هستند آزاد كنيم. اسيران ما يكي از اون اسيراني كه آزاد شده مي گفت: هر موقعي كه ايراني ها حمله مي كنند به خط دشمن همین رزمنده هاي اسلام حمله مي كنند مي گفت: اسرا همديگر را نگاه مي كنند و مي خندند و مي گن این بار دیگه آزادي ما نزديكه! ببينيد چقدر این ها منتظر ما هستند وكيه كه باید اينها رو نجات بده از دست این بعثیون؟ از دست كساني كه شب و روز بر بدن آنها كابل برق مي زنند؟ اين شما هستيد. اين بار صحنه خالي كردن ميدان نبرد، پشت كردن به امام حسين، به اسلام، خيانت به اسلام است. هيچ فرقي نداره، گفتيم نفس دوران تكرار شد و همون امام حسين و همون يزيد! امروز فرياد" هل من ناصراُینصرنی بلنده ما آمدیم در جوابشان لبيك بگيم. لبيك گفتن باید جان مان را بدیم.ميريم در صحنه ي نبرد. هر چه خدا بخواهد. الهي راضي به رضای تو هستيم. به رضايت خداوندمنان، هرچي كه خدا بخواد،"انشاءالله"برادران عزيز آماده باشن به همين زودي حالا چند ساعته دیگه چند دقیقه دیگه "انشاءالله" ميریم به منطقه جديد و"انشاالله"آنجا تا بتوانيم اون چيزايي كه لازمه به برادرا دراون منطقه بگيم و "انشاالله"به اميدخدا برادرا آنجا توجيح بشن، وارد منطقه مي شیم"وانشاءالله" تابزنيم به دل دشمن،اون عمليات والفجر 10 كه سرنوشت سازه رو به اميد خدا، "انشاءالله"بتوانيم انجام دهيم. وبه خانواده شهدا و امام عزیز پیروزی را هدیه کنیم .
«تکبیر رزمندگان " الله اكبر، خميني رهبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه، درود بر رزمندگان اسلام، سلام بر شهیدان، مرگ بر منافقین صدام، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»
اما رفتن به اون منطقه يك سري مسائلي داره كه جلوتر از اون بايدبه برادرا بگيم. در طولي مسيري كه از اينجا حركت مي كنيم. يعني از اين هفت تپه حركت مي كنيم براي اون منطقه، برادرا ئی كه سوار ماشين مي شوند. با هيچ احدي در طول مسير نبايد تماس بگيرن! هيچ نبايد درطول مسير پياده بشن! ماشينا مسئول داره وبايد اون حفاظتي كه برادرا میگم بشه، تابتونيم رعايت كنيم.
یک سری ستون پنجم دشمن نشستن در خيابانها، پشت همين كوه تا ببینند این ماشينا به كدوم طرف مي ره، مي خوان به دشمن اطلاعات بدن، میگن به دشمن که لشکر 25کربلا داره میره به طرف خط برادرا مراقب باشند . دشمن منتظر خواهد بود که ما از کجا عمل کنیم .
الان دشمن آن قدر روحيه اش ضعيفه ،با اون باتكي كه كرده بود، اون باتك شديدي كه كرد چقدر تلفات داد و عقب نشيني كرد. ولي ان شاءالله ما ميریم. رفتن به خط پدافندی حلال و جواب دادن به یک پاتک شدید برابر با يك عمليات بزرگ،
يعني صدام چند روز پيش اعلام كرد اگر تمام ارتشم از بين بره من بايد اين شهر فاو رو بگيرم. ما مي ريم، اونجا می ایستیم مي گيم خوب حالا مردي بيا جلو؟با اون اراده خدائی مان، با اون شهادت طلبی، که در روحیه ها هست، با اون آرپيچي ها مون، با اون تيربار ما، می ايستيم و مي گيم ما آماده هستيم و سينه به سينه با دشمن "انشاءالله" به اميد خدا مي جنگيم و بهشان ثابت مي كنيم ما پیرو همون حسين هستيم، چندين تير بر بدنش اصابت كرد و در ميدان نبرد ايستاد علي اکبرش داد جلو علي اصغرش برد، قاسمش رو برد، عون و برد، جعفرش و برد، عباس و برد، امروز مائی که میایم تو منطقه تا آخرين نفس باید بايستيم، اونجا خون دادن شهيدان ما، اونجا عزيزان ما تو همين گردان خونشان را ريختند و اونجا رو گرفتند. وجب به وجب خاك اين خوزستان و كردستان با خون شهدا گرفته شده، كسي مي ره اونجا هوس برگشتن نبايد بكنه، باید برویم تا بسوي كربلا، تا بتونیم شب عيد، يك عيدي بزرگي به خانواده هاي شهداء اول امام وبعد خانواده هاي معظم شهداء و اسيران و اون مجروحاني كه در بيمارستان هاي كشور هاي خارج واقعا غريبانه دارن جان مي دهند و زجر مي كشن، درد می کشن اونا بتوانيم يك عيدي، یه خوشحالي برايشان ببريم. مي رويم عین همون عمليات والفجر هشت با باري خدا و با قدرت خدا با اون دست الهی خودش وکه بر سرما مي كشه، با اون سايه بانی که رو سرما قرار ميده، محافظ تيرها قرار مي ده، اون سپري كه جلوي ما قرار مي ده تا تير ها به ما نخوره، وبتونيم بيشتر مقاومت كنيم، انشاءالله " مي ريم تا با پيروزي كامل عين همون والفجر 8 مي ريم مي زنيم و سالم به اميد خدا بر مي گرديم. انشالله برادران عزیز ديگه ما از اين بيشتر سفارش نمي كنيم. اون كسي كه مي تونه در مقابل تير و تفنگ و اون دشمن با اون آتيش شديدي كه مي ياد مي تونه مقاومت كند تو اين صف بايسته، هر كي نمي تونه مريضه، گرفتاري داره، رودربايستي نكنه، پنجاه نفر اگه برن تو منطقه برابر با یک گردان، پنجاه نفر برن ، ده نفر برن خوب شو و برن، هر کی می تونه، بسم الله «هرکه داره هوس کرببلا بسم الله» اینجا سفر دل هست ، يعني هر چي خدا بخواد، ميره تا تكليفمان را انجام بديم. اون تكليفی که به ما وا گذاشته شده ، میریم یا تمام مان شهيد میشیم. نتونستيم اون ماموريت را انجام بديم. ولي چي؟ تكليف الهي مان را انجام داديم.
هر كي مي تونه مي ياد. سوار ماشين مي شه وبسم الله، حركت مي كنيم. هر كس هم نمي تونه تو اين چادرا مي مونه، تا بعد تكليفش روشن شه، بسم الله" برادران عزيز، تو مسير گفتيم با كسي نمي كنه، تماس نمي گيرند، وسيله ي شخصي شان همه بايد اينجا تحويل بدن.
هر نيرويي دو تا پتو بر ميداره.مي ياد تو منطقه، چون الان تو منطقه حالا اگه سرد سير بردن ما را، كه اگه بخوان تو منطقه كردستان بخوان جايي ببر بخواد بريم، بعدا خوب پتويمان را مي بريم، ولي خوب، الان هر نيرويي دو تا پتو با خودش بر مي داره، كليه تجهيزات مي مونه، برادرا بمب شيميايي ديگه عين خمپاره 60 میاد، پشت سر هم مي یاد. ماسكتان بايد دنبالتان باشد. بادگيراتان برادرا، همه ديگه، برادری بگه من ماسكم مي اندازم يا با دگيرم مي افته و این حرفا نداریم، پول رفته رو این ماسکا، ازین بیت المال حفاظت بکنیم. خون دادیم. تا این ماسکارو خریدیم بیخودی به ما ندادن، پول هم دادیم منت هم کشیدیم. با چه التماسی این ماسک هارو تهیه کردیم یعنی خریدیم. یا بادگیرش را هم همینطوره ، همه جوره دنیای استکبار با ما سر جنگ داره ، اینه که برادرا ازین اموال بیت المال حفاظت بکنند . چون ما شیعه علی هستیم. چقدر مولای ما علی در باره بیت المال سفارش میکنه، اینه که برادران عزیز خودش و نو تجهیزات شو نو، سلاح ها شو نو آماده بکنند. الان دیگه وقت اذان نمازشان رو بخونند یه حالی روضه آقا مون امام حسین و دل ها رو روانه کربلا کنیم. آماده عملیات ، برادرا شام شونو بخورند. و منتظر باشند تا بریم برای عملیات ، بعد ماشین های کمپرسی میان ، مراقب باشین، چراغ و پتو و تجهیزات ، گروه سابقون و گروه چمران و همه و همه آماده باشند. برادرا همه همدیگر رو حلال کنید. هرچه بوده همین جا بزارید و سبک بار بریم به امید خدا به تکلیف مان عمل کنیم. وداع کنید که وقتی برگردید شاید من نباشم شاید خیلی های دیگه بر نگردن، الان این جسم حاکیه بعد دیگه هیچی معلوم نیست همه با هم روبوسی کنید. هم رو حلال کنید من حقیر رو هم حلال کنید میریم که انشالله دل امام را شاد کنیم. یاعلی
نگارش" غلامعلی نسائی
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI















