Your IP address=38.107.191.89
پنجاهمین شماره ماهنامه امتداد به سر دبیری رضا مصطفوی منتشر شد
در اين شماره مي‌خوانيد: شب رسوائی مرگ/ غلامعلی نسائی"  آخرین نگاه/محمد احمدیان" در سوئیس لباس های مان را آتش زدند/ غلامعلی نسائی" جنگ و طعم چائی تلخ/حمید داود آبادی" پتو ها ماندگارم کرد/ مسعود دهنمکی" امتداد روی گیشه هاست.
چهل و نهمين شماره ماهنامه امتداد منتشر شد
اين شماره به ضميمه دو پرونده وي‍ژه تخريب گلزارهاي شهدا و تأثير انقلاب اسلامي بر جنبش‌هاي اسلامي دنيا منتشر شده است. شماره جديد ماهنامه امتداد را از گيشه‌هاي مطبوعاتي سراسر كشور بخواهيد.
در اين شماره مي‌خوانيد:
فیلتر ماسک ضد گاز در عملیات والفجر8
متاسفانه، امروز تعداد زیادی از رزمندگان بسیجی، ارتشی، جهاد سازندگی و بخصوص کادر پزشکی دکترها و پرستاران هستند که در ایام 8 ساله جنگ، دچار مسمومیت های شیمیائی گازهائی شدند
آيا شما در زمره رستگارانيد؟
مختار و يارانش، به خون‌خواهي حسين‌(ع) قيام كردند و قاتلان خاندان اهل‌بيت(ع) در كربلا را به سزاي دنيوي اعمال خويش رساندند؛ اما...
صدای سید مرتضی توی گوشم می پیچد
علی! من از آنهایم که اصطلاحا می گویند: پا از شاه عبد العظیم" آن طرف تر نگذاشته...! علی می دانم که مدارا می کنی با من آقا!
من، نمكي و دستيارم!
به شكم قاطر اشاره كردم. رزمنده اصفهاني با كينه نگاهي بهم كرد و گفت: كوفتت بشد. يكي بهترشُ پيدا مي‏كنم!
ترنم تنهائی
تو چرا می جنگی؟
ـ پسرم مي‌پرسد
من تفنگم در مشت
كوله‌بارم در پشت
بند پوتينم را محكم مي‌بندم
مادرم
اسير شكم
تا اينكه مسئولمان كه از ما سن‌وسالش بيشتر بود رفت سراغ مش‌مراد و كم‏كم قفل زبان او را باز كرد و ما فهميديم چرا مش‌مراد برزخ است.
گود زيلاي عراقي

 شب عمليات بود. قرار بود كه من و چند نفر از دوستانم كه تخريب‌چي بوديم،

نام فرستنده:

ایمیل فرستنده:

نام گیرنده:

ایمیل گیرنده:

پیغام:

test

سفیر عشق

نامه نوشته بودند. نه فقط نامه! که دعوت نامه نوشته بودند! گفته بودند: همانا جز حسین امامی نداریم. گفته بودند برای هیچ نمازی با نعمان بن بشیر(حاکم کوفه) خروج نمی کنیم. گفته بودند مردم ، به کسی جز شما نظر نمی کنند.گفته بودند برخیز وبیا، اکنون که زمین هایمان آباد شده وآب فراوان! وقتی تعداد نامه ها به دوازده هزار رسید ، امام تو را راهی کرد. مى بينمت اى سفير انقلاب حسین كه سفارتت را آغاز كرده اى و پرچم نهضت آزادي بخش حسين عليه السلام را بر دوش مى كشى ، با گامهایت ، سكوت سرد چندين ساله تاريخ اسلام را درهم مى شكنى... مردم دورت حلقه زده بودند. اشک می ریختند وبیعت می کردند. و هجده هزار نفر از کوفیان بیعت کردند با تو ! مسلم! با تو که دلاوری از سربازان علی(ع) بودی.
با تو که کمتر مردی ست که شجاعت های تو را در نبرد های سخت، به یاد نیاورد.
"چند تن سست ایمان ، به یزید نامه نوشتند و او را از کار های مسلم مطلع کردند و پیشنهاد کردند نعمان را عزل کند و عبیدالله بن زیاد را، با حفظ سمت حکومت بصره، به خلافت کوفه منصوب گرداند. عبیدالله پس از دریافت نامه یزید، عازم کوفه شد. امام سفیر خود منذر بن جارود را با نامه ای نزد عبیدالله فرستاد. عبیدالله فرستاده امام را به دار آویخت.سپس برمنبر رفت و مردم را تهدید کرد که از حسین بن علی پشتیبانی نکنند وبه مطیعان خود وعده پاداش داد. وقتی مسلم سخنان ابن زیاد را شنید ، از خانه ی مختار خارج شد و به خانه ی هنای بن عروه رفت. ماموران ابن زیاد هانی را شکنجه کردند.به زندان بردند وبه شهادت رساندند
" لهوف
شنیده ام که از آن هجده هزار نفر ، تنها ده نفر باقی مانده بودند که با هم برای نماز رفتید. وقتی نماز تمام شد ، کسی نمانده بود! از آن لحظه هاى خون و خشم ، شمشير و تكبير، و روياروئى نا برابر نور و ظلمت چه بگويم كه كار و كارزار از جنگ و گریز گذشته بود و تبديل به جنگ تن به تن شده بود و آن شب که سردار سپاه ما ، پس از هجده هزار بیعت،  بر درگاه خانه آن پیر زن و در جواب سئوالش ‍ ناليد كه : من در اين شهرغریبم، خانه اى ندارم .....
اى فرستاده فرزانه حسين ...تو از بام دار الاماره ی قساوت بر زمين نيفتادى: مى بينمت که بر تارك تاريخ ، سرفراز ايستاده اى و سنگفرشهاى كوچه های كوفه ، وقتى با  خون بدن مطهرت مماس بودند، ديگر سنگفرش نبودند بلكه سنگ عرش شده بودند و تمام آبهاى جهان وامدار لحظه آب خواستن تو هستند. تا لب گذاشتى ، ظرف آب ، بحر احمر شد از لب های مجروحت! مسلم! انگار آب خوردن پیش از امام ، قسمت تو  هم نبود! دست مهربان و نوازشگر امام كه بر سر دختر ت كشيده مى شد، اعلاميه اى بود، اعلاميه وصال مسلم به ملكوت. تو در عرفه شهيد شدى تا دعاى مولای دو عالم را تفسير كنى و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافرينى که الحمدلله الذی لیس لقضائه دافع...


    
نام:

ایمیل:

آدرس سایت:

متن:

دفتر امور نخبگان و سر آمدان شاهد وایثار استان گلستان
دفتر امور نخبگان و سرامدان شاهد و ایثار استان گلستان/ سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گلستان/ معاونت فرهنگی/  یوسف جعفری
افلاکیان
هر هفته" سه شنبه ها با افلاکیان"  یک مستند دفاع مقدس" یه شهید" این هفته " شهید ابوالقاسم کلاگر " روستای سرکلاته خراب شهر
گاهی بیا اح.و.ا.ل مرا بپرس!
من یه قصه ام!..  نمی دانی مگر...؟  آخر ین چه دردی است ؟ این درد جان من است روح منست اندیشه منست عمر منست ...
فا نوس /  معبر 10
تعهد داشتن به دوربين. آقا چرا گير داري به فكه! بيا برو جاده تهران قم درست كردند كُپ جبهه. بعد هم بك صدا بگذار ميشود خود خودش.....





© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI