دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۸
مخ مان تاب برداشت
از بس که این بچه التماس و گریه کرد
فرستادمش گردان مخابرات تا بیسیمچی شود.
وقتی برگشت بیسیمچی خودم شد. دیگر حرف نمی زد.
یک شب توی عملیات که آتش دشمن زیاد شد. همه پناه گرفتند و خوابیدند زمین
یک لحظه اورا دیدم که بی سیم روی کولش نیست و روی زمین خوابیده
فکر کردم از ترس آن را انداخته زمین زدم توی سرش و گفتم « بچه بی سیم کو »
با دست زیر شکمش را نشان داد و گفت:« اگه من ترکش بخورم یکی دیگه بی سیم را بر میداره
ولی اگر بی سیم ترکش بخوره عملیات خراب میشه » مخم باز تاب برداشت .
□ دیاررنج مکتب رنج و صبوری و رهائی...
و شهادت پاداش رنج است.
همراز پروانه ها باشید
© دیاررنج رزمنده دیروز در جبهه فرهنگی امروز
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI























