فاصله شما تا بهشت . خودتان را امتحان كنيد. فاصلة شما با شهدا چقدر است؟ ـ آيا هيچگاه از بيرون خود به خويشتن نگريستهايد؟ چه احساسي بهتان دست داده است؟
ـ آيا هيچگاه از مسيرهاي هر روزة خود گزارشي گرفتهايد؟ مستندي ساختهايد؟ يا حداقل در يك صفحة
A4 مكتوب كردهايد؟ـ آيا هيچگاه به ديگران در كنار خودتان از دور نگاه كردهايد؟ فكر ميكنيد به كجا ميروند و شما؟
ـ آيا تابهحال كتاب زندگي خودتان را ورق زدهايد؟
ـ فكر ميكنيد ديگران چقدر مشتاقاند كتاب زندگي شما را بخوانند؟
ـ كتاب زندگي شما از چه نوعي است؛ وزيري و پهن؟ پالتويي و دراز؟ يا جيبي و ريز؟
ـ راستي! در كتاب زندگي شما تصاوير و نقشهها چگونهاند؟ رنگي؟ سياه؟ سفيد؟ يا خاكستري؟
ـ آيا هيچگاه به جريان عظيم بشريت از گذشته تا حال و به سوي آينده نظري انداختهايد؟
ـ فكر ميكنيد مهمترين انتخاب آنها چه بوده است؟ و تا چه مقدار از راه را رفتهاند؟
ـ فكر ميكنيد نسل گذشته، چه مقدار به فكر ما بوده است؟
خيلي زياد
œ زياد œ كمي œ خيلي كم œـ چه مقدار نسل گذشته را مقصر ميدانيد؟
بيشتر
œ كمي بيشتر œ كم œ خيليكم œـ فكر ميكنيد آينده را چه كساني ميسازند؛ نسل آينده يا نسل ما؟
ـ اگر بخواهيد افراد نسل قبلي را گروهبندي كنيد، معيارهاي انتخاب شما چيست؟
ـ براي معيارهاي پيشنهادي خودتان، چند مصداق تعيين كنيد. نمرة بيست را به كدام گروه ميدهيد؟
1. آنهايي كه هميشه در جنب و جوش بودند و در تلاش براي پيمايش راه
œ2. آنهايي كه چشم در مسير بادها داشتند و در وسوسه و شك.
œ3. آنها كه بيهيچ دغدغه، فقط مرور ميكردند شب را و روز را، هنوز را.
œ4. گروهي كه فروشنده بودند؛ از زمين، باغ تا آبرو و ناموس و...
œـ آيندة ايدهآل شما چيست؟
ـ آيندة ايدهآل آيندگان چيست؟
ـ چه برداشتي از روند روزها داريد؟
نه! كمي صبر كنيد...
بگذاريد صادقانه و بيرودربايستي و شفاف دربارة مسائل صحبت كنيم، ممنون.
ـ ميدانيد نسل جوان امروز چگونه به اطراف خود مينگرد؟ ميدانيد تصوير ذهني جوانان چيست؟
ـ ميدانيد راجع به نسل گذشته و گذشتههاي نسل چگونه ميانديشند؟
ـ ميدانيد چرا ميگويند: نسل سوخته، نسل فراموش شده، نسلي كه دورهاش گذشت؟
ـ جملات زير را چگونه تمام ميكنيد؟
1. انقلاب كرديم تا...
2. جنگيديم چون...
3. شهيد شديم تا آينده...
4. و اگر هنوز زندهايم اما هنوز...
5. رفتيم و رزميديم چون ما را چنين تربيت كردند كه نبايد امام را تنها بگذاريد و نسبت به دين خدا...
6....
ـ در جملات زير، زير قسمتهايي كه خوشتان نميآيد خط بكشيد.
اگر گذشته را از دست چپاولگران 2500 ساله نجات داده و «شب» را از تخت به زير كشيديم و «روز» را بر صدر نشانديم پس شما هم ميتوانيد همچنان در امتداد «روز» بالا برويد.
اگر هشت سال در جنگي كه در يك طرف خندق، تمام احزاب كفر بودند و در سمت ديگر آن عدهاي اما نوراني كه روسفيد هم از معركه بيرون آمدند شما هم ميتوانيد به جاي پدرانتان باشيد و پيوسته و در ادامة آنان.
«ما ميتوانيم» خوني است كه در پيكرة نسلها جاري و ساري خواهد بود چرا كه كمخوني به پاي اين شجرة طوبي ريخته نشده...
اگر ريشههاي ما به «عاشورا» آنگاه شاخههاي ما تا «ظهور» ميرسند
□
ـ دقيقاً توي چه فكري هستيد؟
ـ فكر ميكنيد در جهان پيچيده و تكنولوژيگي و ديجيتالي آينده، انتخابهايمان چگونه خواهد بود؛ باز يا بسته؟!
ـ فكر ميكنيد خط انتخاب شما با انتخاب پدرانتان، يك خط خواهد بود يا زاويهدار؟
ـ اگر زاويهدار، آنگاه چند درجه؟ و البته شايد جوابش خيلي محرمانه و خصوصي باشد و به كسي ربط نداشته باشد، اما مهم است كه براي خودتان جواب مناسبي داشته باشيد، شايد فرزندان شما نيز مايل باشند چيزهايي بدانند! صدالبته اين وسط خيليها ميخواهند خيلي بدانند گاه با ربط و اغلب، بيربط.
ـ اگر به فاصله عاشورا تا ظهور نگاهي بيندازيد فكر ميكنيد چه اتفاقاتي ميبايد ميافتاد ولي نشده است و چه حوادثي نميبايد ولي افتاده است؟
ـ شما كجا ايستادهايد؟
حاشية گود
œ وسط ميدان œ هركجا آباد œ ناكجا آباد œـ شما چه ميگوييد؟ ميگويند «شهدا، كاري كردند كارستان»؛ ميگويند «ولي به زودي فراموش ميشوند»
(البته، كمي سعي كنيد از بودِ فعلي خود كمي با فاصله بايستيد و به سؤالها جواب دهيد!)
ـ آيا شما هم اعتقاد داريد «شهدا از دست نميروند بلكه به دست ميآيند»؟
ـ آيا تا به حال اين احساس را داشتهايد كه «باد ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند»؟
ـ آيا يك ذرّه هم كه شده به ذهنتان خطور كرده كه نكند از شهدا، ابزار ساخته باشند براي هزار در بسته؟
ـ آيا شده است كه ستارهات را شهود كني و ديگران منكر باشند و تو...؟
«شهيدي كه در قبر خنديد» را چه اندازه قبول داري؟ (باور كنيد بيهيچ سوگيري اين جمله را نوشتم)
اگر بگويند يك قلم بردار و از عاشورا تا ظهور خطي مستقيم بكش، بدون اينكه دستت بلرزد، قبول ميكني؟
ـ ميدانيد هر جامعه به سمت تصويري كه در ذهن انسانهاي آن وجود دارد حركت ميكند؟ بياييد حركت را ادامه دهيم و بازهم سردار باشيم، اما انتخابگر.
ـ بياييد بازهم اگر كار به «خونبازي» كشيد، بميرانيم، وگرنه بميريم.
ـ بياييد ببينيم چه چيزهايي از نسل گذشته به ما رسيده است...
1. 2500 سال تمدن عظيم ايراني + 1400 سال تمدن شكوهمند اسلامي
œ2. تفكر انساني و زيباي شرقي
œ3. منابع عظيم انرژي، موقعيتهاي جغرافيايي از ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و چند «ژئو»ي ديگر...
œديگر... بازهم فكر كنيد
4. مديريت انقلابي و اسلامي امتحان شده در نبردهاي انقلاب و جبهههاي رزم
œ5. فرهنگ «ايثار و جهاد» و...
œـ آيا پيشنهاد ميدهيد از حالت انفعالي خارج شويم و آيندة خودمان را خودمان رقم بزنيم؟
مگر شما نبوديد كه گفتيد در قرآن كريم آمده است: «خداوند آيندة هيچ قومي را تغيير نخواهد داد مگر اينكه خود بخواهند».
چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد
به دادِ ريشهها بايد رسيد و فضا را براي شاخهها گشود
گذشته را دفن نكرد و آينده را مثله و حال را نيز.
بياييد استنتاج زير را تمام كنيم
ـ اگر كلّ يومٍ عاشورا
ـ اگر كل ليلٍ قدر
آنگاه:
بياييد نه از اسب بيفتيم نه از اصل
بياييد كمي به خود بياييم، بيشتر، كمي بيشتر و بيشترتر!نشریه امتداد
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI























