تو برای آینده جنگیدی ...جنگ نه ... دفاع ... دفاعی مقدس... دفاع در مقابل هوا ها و هوسها ، از فطرتی خدا جو و خدا خواه ، تو مجاز بودی،ایستادگی نکنی، مقاومت نکنی نروی ، مثل همه ان آدم های که میتوانستند،اما خودشان را در میان هوا ها و هوس های دنیا پنهان کردن ، دل به دنیا دادند و در گوشه ای امن روزگار گزراندند.تو نیز جور ، همه انها را که نرفتن بدوش کشیدی. تن به خمپاره دادی به گلوله ، به رنج و درد ، سرفه های مکرر ، به ویلچر ، به زخم بستر ، به دربدری در آسایشگاه ها ، به سرگردانی در پله های هزار تقاضا ، به پاراف های بیهوده زیر هزار برگ تقاضا ،
تو مجاز بودی اجباری در کار نبود.به عشق به احترام دلت ،به تقاضای تقدیر به پروی از آرمان های امام ، امام که فرمان داد . تو بسیجی شدی ، جهاد ، دل در گرو دنیا نگذاشتی ، رفتی و کشته شدی ، شهید ، جانباز اسیر ، تو از تاریخ عبور کردی اما طولی نکشید فراموش شدی
هر جا وقتی حق رفیقی ظایع شد.چون روز های جنگ، پیشی گرفتی ایثار کردی ، فریاد کشیدی ،بعد تو زیاده خواه شدی ، بعد تو ادمی شدی که برای خودت رفتی جنگ ، یعنی تو فقط برای خودت رفتی ، توئی که سالیان دراز روی زخم بستری تو ئی که در اسایشگاه اعصاب روانی ، اصلا چی برای چه، تو میخوای دنیا را که کجا ببری ، زیر تخت قایم کنی بو بکشی .
رفتند بر چسب زدن روی داشبورد زانتیا ... که شهدا ما شرمنده ایم ، راست میگن شرمنده اند .انقدر که احساس های درونی دلم منجمد یخ بست احساس های درونی دل من
لایحه خدمات رسانی ایثار گران هر روز در گیرو دار زونکن ها یک برگ ته کشید و محو شد.لایحه تقدیم شد . سنگین شد گم شد تو هم رفتی هیچی نگفتی ، کجا باید حرف میزدی . رفتی گوشه ای دنج رفتی خاطرات گذشته ات را در میان جرز های دیوار خانه ات پنهان کردی . اون یکی رفت مفابل مجلس خودش را اتش زد . یکی هم نه خیلی ها هم توی ده ما معتاد شدن . گفتن هرکه معتاد بشه خودش را اتش میزنه توی روستای ما هیچ کس نسوخت چون همه از جنس اتش هستند خود هر دم شعله میکشند من دارم یخ می بندم ...
غلامعلی نسائی
© پیک دیاررنج
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است.
© .هرگونه کپی برداری دیاررنج با ذکر منبع در فضای مجازی، نشریات، روزنامه مجاز می باشد
Design By : A.ELYASI























